نگاهي نو براينوشتن
اين وبلاگ با موضوعيت نويسندگي و موفقيت مي باشد

همه ي آدم هاي روي كره ي زمين ، به طور ذاتي ، مجموعه اي از احساسات ، انرژي ها و افكار مثبت و منفي هستند.

اين يك قانون نا نوشته اما اثبات شده است كه هر فرد در هر لحظه از عمر خويش مجموعه اي از هر دو قطب انرژي ها ، يعني مثبت و منفي را همراه خود دارد ، اما اين ميان تنها مي توان به اين نكته اشاره كرد كه انتخاب ميان اين دو قطب و برگزيدن يكي به عنوان روش زندگي ، قانوني است كه تنها خود انسان مي تواند به آن جامه ي عمل بپوشاند.

شايد يكي از مسائلي كه امروزه بسيار ذهن مخاطبان ما و جامعه ي ما را درگير كرده است ، ذكر اين نكته است كه چرا جامعه به طور كلي در يك انرژي منفي فرو رفته است و يا چرا اشخاصي كه در جامعه ي ما زندگي مي كنند انرژي منفي را بيشتر از زيبايي ها و انرژي مثبت جذب مي كنند.

البته اين امر يك امر كاملا جامعه شناسانه است و در پاره اي از مسائل بحث هاي روان تحليل گري جامعه را نيز در بر مي گيرد 

اما مي توان با يك ديد فراتر از اين دو مسئله آن را از يك نگاه انسان شناسانه بررسي كرد و گفت كه انسان هايي كه هم اكنون در جامعه ي ما زندگي مي كنند و به قولي انرژي منفي را بيش از انرژي مثبت جذب مي كنند ، انسان هايي هستند كه اولا آموزش نديده اند كه چگونه از زندگي خود لذت ببرند و دوم آنكه هنگامي كه ما انتخاب هاي شخصي خودمان را وابسته به روحيات يك جامعه كنيم ، طبيعي است كه ما انرژي كلي جامعه را جذب كرده و جامعه  روي ما تاثير مي گذارد ، در حالي كه پيش تر از اين هم اشاره كرديم كه هر كدام از ما نياز به آن داريم كه يك انتخاب شخصي براي گزينش خط مشي چگونه زيستن در زندگي داشته باشيم.

از اين رو ما در اين مقاله قصد داريم كه شما را با يك مفهوم جديد آشنا كنيم و آن مفهومِ قانون جذب انرژي مثبت در زندگي است. شايد بسياري از شما اين واژه يعني انرژي مثبت را بارها شنيده باشيد اما ندانيد كه انرژي مثبت چيست و يا ارتباط ميان انرژي مثبت و كائنات در چيست. از اين رو نياز است كه ما بعنوان يك تيم مطالعاتي ، اين نياز روز جامعه را مورد تحقيق و بررسي قرار داده و در اين مقاله به شما آموزش هاي لازم در باب قانون جذب انرژي مثبت را بدهيم. اما پيش از آن مي خواهيم مروري داشته باشيم بر اين كه قانون جذب انرژي مثبت چيست ؟

قانون جذب انرژي مثبت چيست؟

يكي از سوالاتي كه بارها و بارها از ما پرسيده شده است ، ذكر اين نكته است كه انرژي مثبت چيست و چطور مي توان آن را جذب كرد و هميشه با انرژي مثبت زندگي كرد ؟

از اين رو ما پاسخ را تنها در واژه ي قانون جذب انرژي مثبت مي جوييم. به اين دليل كه هر آنچه كه شما در باب انرژي مثبت بگوييد ، به طور كلي در اين قانون يعني قانون جذب انرژي مثبت گنجانده مي شود و هيچ استثنايي نيز براي آن نمي توان قائل شد. اگر شما تنها اين عبارت يعني قانون جذب انرژي مثبت را به لحاظ زباني هم بررسي كنيد مي بيند كه دو واژه ي انرژي و مثبت به چه سان مي توانند راهنماي شما در زمينه ي قانون جذب انرژي مثبت باشند.

اگر بخواهيم خلاصه اي از تعريف خودمان را در باب قانون جذب انرژي مثبت خدمتتان ارائه بدهيم بايد بگوييم كه همه ي كائنات و هستي و هر آنچه كه در آن وجود دارند ، از قانون انرژي ها و يا در صورتي گسترده تر ارتعاش پيروي مي كنند. در واقع اين جهان و هر آنچه كه در اوست ، توسط يك انرژي عطيم اداره مي شود.

اين انرژي درجه بندي هاي گوناگون دارد و طيف هاي گسترده اي را نيز شامل مي شود ، اما به طور كلي مي توان اين طور گفت كه هر چيزي از خريد يك ماشين تا كسب بهترين مدارج علمي در جهان صاحب يك طيف انرژي است .

از اين ميان انسان ها ، بعنوان اشرف مخلوقات از نگاه دين و بعنوان قدرتمندترين موجود روي  كره ي زمين از نگاه علم ، اين قدرت را دارند كه خود را در معرض اين قانون ، يعني قانون انرژي ها قرار دهند و با استفاده از طيف انرژي هاي ارسالي به كائنات ، سيگنال هاي انرژي را دريافت كرده و در هر امري كه خواسته ي آن ها بوده است به موفقيت برسند.

از اين رو مي توانيم بگوييم كه اين انتخاب آزادانه براي انسان ها وجود دارد كه خودشان را در معرض قانون جذب انرژي مثبت بگذارند و اين قدرت نيز در انسان ها وجود دارد كه كانال هاي انرژي كائنات را در دست بگيرند و روي آن ها تاثير بگذارند.

پس بر هر انساني كه در روي كره ي زمين زندگي مي كند ، واجب ست كه روي زندگي خودش تاثير بگذارد و مسير زندگي خودش را ، خودش دردست بگيرد و به هيچ وجه نگذارد كه انرژي هاي منفي بر او قالب شوند.

به همين منطور است كه ما مي گوييم هر انساني مي تواند قانون جذب انرژي مثبت را به بهترين شكل ممكن در زندگي خود پياده كند. پس كافيست شما اصول مربوط به قانون جذب انرژي مثبت را ياد بگيريد و سپس با تمام انرژي هاي مثبت كه در درون شما به طريق قانون جذب انرژي مثبت جذب شده اند ، جهان خودتان را با تغيير روبرو كنيد و زندگي تان را با يك رويكرد مثبت و پر از موفقيت مواجه كنيد.

خب ، از تعاريف كه بگذريم ، بايد به سر وقت اصول و راهكارهايي برويم كه به شما بياموزد كه چگونه بر اساس قانون جذب انرژي مثبت  ، مثبت فكر كنيدو مثبت ها را جذب كنيد.

مشكلي كه شايد امروزه اصلي ترين مشكل و اساسي ترين مشكل در بين جوانان و حتي ميانسالان ما است ، ذكر اين نكته است كه آنان حتي اگر خواهان قانون جذب انرژي مثبت هم باشند ، نقطه ي شروع را نمي دانند و نمي دانند كه چطور بايد جذب انرژي مثبت را شروع كنند.

ما در اين مقاله تمامي راهكارهاي مقدماتي را به شما خواهيم آمووخت و به شما خواهيم گفت كه چگونه بر اساس قانون جذب انرژي مثبت ، مثبت انديشي را در درون خود نهادينه كنيد. اما بعد ، براي آنكه اين سطح از مثبت انديشي را درون خود به اوج برسانيد ، مي توانيد راهكارهاي گسترده تري را كه در مقاله ي مفصلي با عنوان قانون جذب وجود دارد را مطالعه كنيد.

راهكارها و اصول بهره گيري از قانون جذب انرژي مثبت

براي اينكه شما بيشترين بهره را از قانون جذب انرژي مثبت ببريد نياز داريد كه ابتدا يك درك و شناخت نسبت به انسان داشته باشيد. انسان تشكيل شده از روح و جسم است و زماني انسان مي تواند زندگي شاد ، مثبت و پر انرژي اي داشته باشد كه ميان اين دو بخش در وجود خود تعادلي ايجاد كند و هر دو را به يك رشد متعالي و حداقلي برساند.

از اين رو در مسئله ي قانون جذب انرژي مثبت نيز بايد به همين منوال ، يعني متعادل سازي ميان روح و جسم بپردازيم. از اين رو ما دستورها و راهكارهايي كه ميدهيم هم براي جسم و هم براي روح بوده و سعي كرده ايم كه نيازهاي حداقلي را در وجود شما بر بيانگيزيم.

مسائل روحي

اگر بخواهيم قانون جذب انرژي مثبت را در باب مسائل روحي بررسي كنيم ، بايد بگوييم كه منبع و منشا تمامي احساسات ما در روح ماست.

اگر روح ما نتواند سالم زيست كند و اگر روح ما اسير غم ها و انرژي هاي منفي شود ، آنگاه تمام ساز و كار احساس و انرژي وجود ما دچار خلل مي شود و ما به طور كلي از آنچه كه به آن زندگي سالم مي گوييم دورمي شويم.

براي اينكه بتوانيم اين انرژي مثبت را به روح خود هديه دهيم ، بايد يك سري از راهكارهاي لازم را در پيش بگيريم و به كمك آن قدم در راه قانون جذب انرژي مثبت بگذاريم.

1-آدم هاي منفي را از دور و برمان حذف كنيم

نخستين كار براي رسيدن به قانون جذب انرژي مثبت اين است كه ما روح مان را از انسان هايي كه روح آلوده و منفي دارند دور كنيم.

در حقيقت ، پاكسازي روح براي قانون جذب انرژي مثبت زماني به ثمر مي نشيند كه ما بتوانيم يك پاكسازي در اطرافيان خودمان داشته باشيم. قانون جذب انرژي مثبت به ما مي گويد كه براي رها ساختن روح از انرژي هاي منفي و غرق ساختن روح در انرژي هاي مثبت ما بايد ورودي هاي انرژي منفي كه مي تواند كلام ديگران ، معاشرت با ديگران و … باشد را از خودمان دور كنيم.

از سوي ديگر اما بايد افراد مثبت را جذب كنيم و با آن ها هم كلام شويم. البته اين را هم بگوييم كه وقتي شما افراد منفي را از خود دور مي كنيد و از سويي به قانون جذب انرژي مثبت اعتقاد داريد ، يقينا آدم هاي مثبت خودشان شما را پيدا مي كنند. اين افراد كساني هستند كه شما را در رسيدن به آنچه كه لياقتش را داريد راهنمايي مي كنند.

2-روي آنچه كه مي بينيد ، مي شنويد و مي خوانيد ، حساس باشيد

دومين گام براي غرق شدن در قانون جذب انرژي مثبت اين است كه شما نسبت به چيزهايي كه مي بينيد ، مي شنويد و مي خوانيد هوشيار باشيد و بدانيد كه دقيقا در معرض چه چيزي قرار داريد و چه چيزي در زندگي شما نقش اساسي را ايفا مي كند. شما بايد مراقب فيلمهايي كه مي بينيد باشيد ، شما بايد مراقب موسيقي هايي كه گوش ميدهيد باشيد ، شما بايد مراقب كتابهايي كه مي خوانيد نيز باشيد. هر كدام از اين ها ممكن است در صورت هاي مختلف شما را به سمت و سوي انرژي هاي منفي ببرند ، پس بايد بدانيد كه دقيقا كدام گزينه را انتخاب مي كنيد و آن را دقيق و به منظور جذب قانون جذب انرژي مثبت انتخاب كنيد. البته اين را هم بگوييم كه هر كدام از اين مورادي كه گفتيم ممكن است در شبكه هاي اجتماعي ، تماشاي تلويزيون و يا حتي اتفاقات روزمره هم اتفاق بيافتد ، پس هوشيار باشيد و بهترين ها را انتخاب كنيد.

3-روي خودتان هم كار كنيد!

پس از اينكه تمامي پاكسازي هاي بيروني را با توجه به قانون جذب انرژي مثبت انجام داديد ، نياز داريد كه روح و روان خودتان را نيز پاكسازي كنيد. البته به اين نكته نيز اشاره كنيم كه شماره ي گزينه ها به هيچ وجه تقدم و تاخر را در كار ها نشان نمي دهد ، بلكه شما هنگامي كه تصميم گرفتيد كه در معرض قانون جذب انرژي مثبت قرار بگيريد ، همه ي اين كارها را با اراده ي خودتان و به طور سلسله مراتبي مي توانيد انجام دهيد و همزماني آن ها بسته به اراده ي شما تقدم و تاخر پيدا مي كنند. اما بعد ، شما بايد حسابي روي خودتان كار كنيد. براي اينكه غرق در قانون جذب انرژي مثبت بشويد ، شما بايد هر روز خداوند را سپاس بگوييد و از سويي ديگر نيز هر چه كدورت در درون خويش داريد ، از بين ببريد و با جهان در يك صلح ابدي به سر ببريد.

مسائل جسمي

جسم سالم نيز يكي از مولفه هاي قانون جذب انرژي مثبت است. اگر انسان جسم سالمي نداشته باشد ، روحش نيز در عذاب است. پس شما بايد هميشه جسم تان را در معرض بهترين انتخاب هاي براي سالم ترين زيست ممكن روي كره ي خاكي بگذاريد و مراقب باشيد كه هيچ خللي در جسم تان بوجود نيايد. شايد شما هم بارها ديده باشيد ، پيرمرد و پيرزن هايي را كه با وجود گذر سن ، همچنان شاد و سرحال در پارك ها ورزش مي كنند و سراسر انرژي مثبت هستند.پس ياد بگيريم كه اگر از جسم خودمان محافطت كنيم به طبع از روحمان نيز محافظت كرده ايم.

1-ورزش كنيد

براي سالم نگه داشتن جسم آن هم بر اساس قانون جذب انرژي مثبت شما نياز داريد كه بطور روزانه ورزش كنيد. ورزش و تحرك باعث مي شود كه جسم شما نشاط را تجربه كند و باعث مي شود كه جسم شما به بهترين شكل ممكن پيام ها و سيگنال هاي انرژي سازي و انرژي بخشي را ارسال و دريافت كند. پس ورزش را از ياد نبريد. يادتان باشد كه حتما موقع ورزش كردن يك آهنگ پر انرژي هم گوش داده و سعي كنيد كه براي چند لحظه هم كه شده از زندگي خودتان تمام لذت را ببريد.

2-روي غذايتان تمركز كنيد

دومين گام براي بهره بردن جسمي از قانون جذب انرژي مثبت اين است كه مراقب خوراكتان باشيد. خوراك به طور مستقيم به جسم شما بستگي دارد. هر چند كه مي توان گفت كه خوراك روي روح هم تاثيرگذار است. اما بيشتر مسئله ، يك مسئله ي جسمي است. پس تا مي توانيد خوراكتان را كنترل كنيد و بشقاب هاي خوراك تان را بيشتر به سمت رنگ سبز ببريد و سبززيجات و ميوه ها را به شدت استفاده كنيد. تا سعي داريد طراوات را با خوردن غذاهاي طبيعي بالا ببريد.

 

منبع: محمدرضا تيموري


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۹ اسفند ۱۳۹۷ ] [ ۱۱:۲۶:۳۶ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

امروز مي خواهيم مسئله قانون جذب ازدواج را از زير مجموعه هاي قانون جذب را براي شما تشريح كنيم

يكي از زير مجموعه ها و زير عنوان هاي قانون جذب در جهان ، قانون جذب در ازدواج است.

مطمئنا تا به امروز اين نكته را بارها و بارها شنيده ايد كه در جهان هر كسي نيمه ي گمشده ي خودش را بايد پيدا كند تا به يك ازدواج موفق برسد. نيمه ي گمشده به عبارتي صورت ساده شده ي قانون جذب ازدواج است.

شما براي اين كه در زندگي خود بتوانيد به جذب افراد با انرژي بپردزايد ، نياز داريد كه قانون جذب ازدواج كه صورت تخصصي تر قانون جذب عشق است را بلد باشيد.

هر انساني اين قدرت را در زندگي خويش دارد كه با استفاده از قانون جذب ازدواج به مرد مورد علاقه خويش و يا زن مورد علاقه خويش برسد.

اما مسئله ي مهم اين است كه نيمه ي گمشده چيست و نيمه ي گمشده را چگونه مي توان با استفاده از قانون جذب مردان و قانون جذب زنان در مقوله ي قانون جذب ازدواج پيدا كرد ؟

اين روزها شايد شما هم بسيار با اخبار مربوط به طلاق روبرو شده باشيد. فكر مي كنيد اين طلاق ها به چه دليل به يك زندگي پايدار تبديل نشده اند و اين قدر زود پس از تنها چند ماه به يك سرنوشت تراژديك روبرو شده اند ؟

مسئله اينجاست كه انسان ها پيش از اينكه به دركي از عشق برسند و بخواهند عشقي را داشته باشند ، بايد درك از خودشان داشته باشند.

اگر انساني خودش را نشناسد و نتواند به شناخت خوبي نسبت به خودش برسد ، به هيچ وجه نمي تواند روند موفقي در زندگي آن هم در عشق داشته باشد.

از اين رو خودشناسي اولين گام يك ازدواج موفق است. هر انساني در زندگي تنها با خود شناسي است كه مي تواند گزينه ي مورد نظر خويش را براي يك عمر زندگي پيدا كند.

حال ممكن است براي شما سوال پيش بيايد كه ما چگونه بايد خودمان را براي زندگي طولاني با يك عشق بشناسيم ؟

اگر شما هم اين سوال را در ذهن داريد ، بايد بگوييم كه اين مقاله يعني مقاله ي قانون جذب ازدواج براي شما عزيزان نوشته شده است.

براي رسيدن به شناخت از خود براي ازدواج و يا تجربه ي يك عشق حقيقي پيش از هر چيزي بايد به اين نكته آگاه باشيم كه هر انساني در دنيا به بهترين شكل ممكن خودش را مي شناسد و مي داند كه چگونه و به چه شكل ساختار درونيش را بررسي كند ، اما مسئله اساسي اينجاست كه انسان ها خيلي راحت خودشان را گول مي زنند و حقيقت خودشان را فراموش مي كنند.

از اين رو قانون جذب در ازدواج بجاي اينكه مستقيم بر روي ازدواج تمركز كند سه پيش نياز اصلي را براي انسان ها معرفي مي كند كه از طريق اين سه پيش نياز اصلي به آن چه كه مي خواهند در زندگي بعنوان يك عشق برسند ، دست پيدا كنند.

پيش نياز اول  : با توجه به قانون جذب ازدواج ، نخستين پيش نيازي كه يك انسان براي رسيدن به يك عشق دارد اين است كه به كل تفكرش را از پيدا كردن يك عشق بردارد و از تفكرات منفي در باب نرسيدن به عشق رويايي اش دست بكشد.

در واقع قانون جذب ازدواج به ما مي گويد كه يك انسان ، به هيچ وجه نبايد پيش از خودش تفكرش را بر روي اين بگذارد كه عشقي پيدا كند. انسان بايد پيش از هر چيزي در باب خودش تفكر كند.

 

اما دسته ي ديگري  كه پيش نياز قانون جذب ازدواج را شامل مي شود ، آن دسته از افرادي هستند كه فكر مي كنند در اين دنيا جايي براي رسيدن به عشق رويايي شان ندارند.

اين دسته آدم ها هم از نظر قانون جذب ازدواج بايد خودشان را دچار يك تغيير كنند.

بسيار مهم است كه يك انسان به اين خود باوري برسد كه براي رسيدن به عشق رويايي اش تمام آنچه كه نياز دارد را در دست دارد.

پيش نياز دوم :
قانون جذب ازدواج دومين پيش نيازي كه روبروي ما مي گذارد اين است كه يك انسان به شرطي به نيمه ي گمشده ي خودش مي رسد كه ابتدا به امر خودش را خوب شناختته باشد و نيمه ي گمشده ي خودش را كامل كرده باشد .

براي اينكه شما به يك نيمه ي گمشده در عشق برسيد، بر اساس قانون جذب ازدواج بايد بيش از پيش ابتدا بر روي خودتان تمركز كنيد و خودتان را در معرض بهترين اتفاق ها قرار دهيد.

حالا چطور مي توانيد بر اساس آنچه كه قانون جذب ازدواج گفته است ، خودتان را در بهترين شرايط ممكن قرار دهيد. اولين چيزي كه شما بايد بر اساس قانون جذب ازدواج بدان توجه داشته باشيد ، رشد فردي است و اولين گام رشد فردي در حوزه ي قانون جذب ازدواج نيز مطالعه كردن است.

انساني پيشرفت مي كند و انساني به نيمه ي گمشده ي خويش مي رسد كه اول تمامي نيمه ي خودش را در عشق از بهترين اطلاعات موجود پر كند.

شما براي اينكه يك خانم زيبا و يك مرد متعهد و وفادار را جذب كنيد ، پيش از هر چيز نياز به اين داريد كه خودتان را قوي كنيد. اين قوي كردن يعني شما بدانيد چگونه بايد عاشقي كرد ؟

چگونه بايد به همسر عشق ورزيد و چگونه بايد همسر را در زندگي به سمت قله ي موفقيت هدايت كرد ؟

و اگر به اين ها آگاه باشيد ، بر اساس قانون جذب ازدواج مطمئنا به يكي از بهترين نتايج در زندگي شخصي خود خواهيد رسيد.

پيش نياز سوم  : 

انتظارت تان را منطقي كنيد.

سومين پيش نيازي كه يك انسان براي رسيدن به قانون جذب ازدواج نياز دارد اين است كه انتظاراتش را بر اساس آنچه كه در واقعيت وجود دارد منطقي كند.

شما هرگز نبايد رويا پردازي كنيد. رويا پردازي در اينجا با آرزوهاي بلند داشتن كاملا متفاوت است. انساني كه رويا پرداز است ، انساني است كه هيچ حركتي از خودش نشان نمي دهد و بر اساس قانون جذب ازدواج اين انسان محكوم به شكست است.

پس اگر مي خواهيد با توجه به قانون جذب ازدواج پيش برويد و اگر مي خواهيد با توجه به آنچه كه يك انسان براي رسيدن به يك عشق بزرگ نياز دارد ، حركت كنيد ، حتما بايد خيالتان را بابت روياپردازي ها راحت كنيد .

مطلب پيشنهادي :   27 ويژگي مديران موفق در رسيدن به آرامش

بر اساس قانون جذب ازدواج هر چه رويا از زن و يا مرد مورد علاقه ي تان داريد را دور بريزيد و واقع گرا باشيد. واقع گرايي به چه معناست ؟پ

منبع : محمدرضا تيموري

منبع : mohamadrezateimouri


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۶ بهمن ۱۳۹۷ ] [ ۰۱:۵۳:۴۰ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

به گزارش گروه وبگردي باشگاه خبرنگاران جوان، ساخت يك تيم كاري موفق فراتر از پيدا كردن گروهي از افراد با مهارت‌هاي حرفه‌اي و پيچيده است. بر اساس آماري كه در نتيجه مصاحبه با بيش از ۵۰۰ مدير در يكي از موفق‌ترين كمپاني‌هاي بيزينسي در كشور آمريكا صورت گرفت مشخص شد كه تمامي اين افراد معتقدند كه براي موفقيت كاري بايد اهميت و ارزش «كار گروهي» در اولويت دغدغه‌هاي يك مدير باشد.

در زير ديدگاه‌ها و نگرش مديران موفق را برايتان نوشته‌ايم تا با اتكا به آن‌ها بتوانيد زمينه ساخت يك تيم كاري موفق، پربازده و خلاق را در محيطي مملو از اعتماد دو طرفه و همكاري مشترك را ايجاد كنيد و رونق بيشتري به كسب و كار خود ببخشيد.

الف: برنامه‌ريزي كاري داشته باشيد

شما به عنوان يك مدير در وهله اول بايد براي آنچه كه مي‌خواهيد به انجام برسد اهدافي شفاف و قابل اندازه‌گيري داشته باشيد.

«اگر بيشتر از سه اولويت در برنامه‌ريزي خود داشته باشيد، يعني در واقع هيچ اولويتي نداريد». جيم كالين: نويسنده كتاب‌هاي مديريتي پرفروشي همچون «خوب به عالي» و «بساز براي هميشه»

۱- استخدام نيروي ماهر كافي نيست

اگر از مديران برجسته و موفق در مورد سبك مديريتي‌شان سوال بپرسيد يكي از پاسخ‌هاي مشترك اغلب آن‌ها اين خواهد بود: «من بهترين افراد را استخدام كرده‌ام و آن‌ها همه تلاششان را در راستاي پيشبرد اهداف شركت به كار مي‌برند.» اين جمله در مراتب خاصي معنا پيدا مي‌كند. استخدام افراد حرفه‌اي يكي از مهم‌ترين بخش‌هاي استخدام يك تيم قوي و موفق است و البته، استقلال دادن به آن‌ها براي انتخاب بهترين روش كاري نيز يك محرك بسيار قوي بشمار مي‌رود.

اما مديريت كردن يك تيم برخلاف آنچه به نظر مي‌رسد كار به هيچ عنوان ساده‌اي نيست. مديران بايد در تمامي امور نقش عملي پرررنگي داشته باشند تا مطمئن شوند كه تمامي اعضاي تيم به درستي روي كار‌هاي خود متمركز هستند و اولويت‌هاي كاري آن‌ها درست و دقيق است.

براي ايجاد فرهنگ كار گروهي در محل كار شش قانون اصلي و كليدي وجود دارد كه اگر تمامي آن‌ها به درستي و كامل انجام شوند، تاثير شگرفي در پيشرفت كاري خواهد داشت. خوبي اين راهكار‌ها اين است كه براي تمامي گروه‌هاي كاري از ۵ نفر گرفته تا ۵۰۰ هزار نفر هم جوابگو است و محدوديتي در راستاي بزرگي يا كوچكي شركت ندارد.

۲- نقشه راه شفاف و دقيق تهيه كنيد

تمامي مديران پاسخ به يك سوال اساسي را به كارمندان خود بدهكار هستند؛ سوالي كه تقريبا تمامي كودكان هنگام سفر‌هاي جاده‌اي از والدين خود جويا مي‌شوند: «ما به كجا مي‌رويم و قرار است چگونه به آنجا برسيم؟» به زبان ساده‌تر: هدف چيست و چگونه قرار است ميزان پيشرفت كاري اندازه‌گيري شود؟

شايد در ظاهر اين سوالات ساده به نظر برسند، اما در واقعيت يكي از بزرگ‌ترين چالش‌هايي به حساب مي‌آيد كه مشاغل، مديران و گروه‌هاي كاري با آن مواجه هستند. موفقيت از نظر شما چيست؟ اگر يك نمودار و تابلوي امتيازدهي براي رصد كردن موفقيت در طول زمان داشته باشيد، آيا مي‌توانيد اين ميزان را اندازه‌گيري كنيد؟

جيم كالين، نويسنده كتاب‌هاي مديريتي پرفروش در آمريكا و ديگر كشور‌هاي جهان در اين رابطه اعتقاد دارد: مشكل زماني شروع مي‌شود كه مديران ۵، ۷ يا ۱۱ اولويت براي كار و اهداف خود تعيين مي‌كنند. اگر شما بيش از ۳ اولويت كليدي در شغل خود داشته باشيد، يعني در واقع هيچ اولويتي نداريد.

تعيين اولويت‌هاي اصلي كار و قابل اندازه‌گيري بودن آن‌ها يكي از مهم‌ترين و چالش‌برانگيزترين وظايف يك مدير و رهبر گروه است؛ به اين خاطر كه تقريبا تمامي وظايفي كه براي كارمندان تعريف مي‌شود بايد از اين اهداف مشتق شده باشند.

اين اهداف بايد همانند تعيين مسير پرتاب يك راكت نظامي دقيق و با جزئيات تعيين شود، زيرا كوچك‌ترين اشتباه محاسباتي مي‌تواند تيم را به بيراهه كشانده و از مسير موفقيت و پيشرفت دور كند.

۳- تابلوي امتيازات را با ديگر اعضاي گروه به اشتراك بگذاريد

يكي ديگر از فوايد داشتن برنامه‌‎ريزي اين است كه مي‌توانيد يك هدف مشترك با ديگر اعضاي تيم بسازيد تا اين انگيزه را در افراد به وجود بياورد كه خود را بخشي از گروه‌هاي كوچك‌تر بدانند. براي درك بهتر اين مساله يك تيم فوتبال را در نظر بگيريد. هر فردي وظايف مختلفي به عهده دارد از دروازه‌بان گرفته تا خط دفاع، خط حمله يا هافبك. اما از آنجا كه هدف تيم مشخص و كاملا شفاف است و يك تابلوي امتياز خارجي هم براي رصد كردن پيشرفت بازي در معرض ديد همه قرار داده شده، حس و باور «ما» بودن به جاي «ما و آنها» بودن (كه در ادارات رايج است)، در ميان تك‌تك اعضاي تيم به وضوح ديده مي‌شود و همين حس مشتركِ همكاري سبب موفقيت يك تيم ورزشي مي‌شود.

معيار‌ها نيز در روشي ديگر براي ايجاد هماهنگي ايجاد بين شمار زيادي افراد است و فرقي نمي‌كند چند ده نفر باشند يا هزاران نفر. وقتي كارمندان به حال خود گذاشته شوند و اجازه اين را داشته باشند كه خودشان تصميم‌گيري كنند، تمام همت خود را به كار خواهند گرفت تا تصميمي درست و صحيح اتخاذ كنند، زيرا مي‌دانند تصميماتشان روي كار بقيه اعضاي گروه نيز تاثيرگذار خواهد بود.

اما در غيبت فاكتور ساده‌اي همچون اسكوربورد (تابلوي امتيازها) مردم سعي مي‌كنند بر اساس سلايق شخصي و فردي خود تصميم‌گيري كنند تا در نهايت به موفقيت شخص آن‌ها منتهي شود. چيزي كه براي يك كار گروهي همانند سم است.

اگر در اداره‌اي هر كسي بدنبال موفقيت و پيشرفت شخصِ خود باشد، مبارزه‌ها و مشاجره‌ها بين كارمندان زياد خواهد شد و بيشتر از تلاش براي پيشبرد اهداف شركت هر كسي به اين فكر خواهد كرد كه چه مي‌كند و چه نمي‌كند. آن‌ها سعي مي‌كنند امتياز خود را بالا نگه دارند و اين يك آسيب جدي و بعضا جبران‌ناپذير به بدنه كسب‌وكار است.

 

منبع : باشگاه خبرنگاران جوان


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ ] [ ۰۸:۲۸:۴۹ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

به گزارش مشرق، شبِ پيش (سه‌شنبه 23 تيرماه94) ساختمانِ انتشاراتِ علمي فرهنگي ميزبان جلسهٔ مشتركِ نويسندگانِ طرفِ قرارداد با بنياد شعر و ادبيات داستاني ايرانيان و مسؤولان اين انتشارات بود.

در ضيافت افطار مشترك بنياد شعر و ادبيات داستاني ايرانيان و انتشارات علمي و فرهنگي، محسن سليماني، زهرا زواريان، زهير توكلي، قاسمعلي فراست، جهانگير خسروشاهي، محمد حنيف، محمدعلي گوديني، اكبر خليلي، فيروز زنوزي، علي مؤذني، مصطفي جمشيدي، صادق كرميار و مزدا مرادعباسي حاضر شدند تا با ناشرِ جديد آثارشان آشنا شوند.    

كليهٔ نويسندگاني كه آثارشان پيش‌تر توسط انتشارات عصر داستان منتشر شده بود رسماً به اين ميهماني دعوت شده بودند تا بابِ آشنايي بيشتر با ناشر تازه باز شود.

در آغاز نشست كه اندكي پيش از لحظات افطار آغاز شد ميهمانان به تماشاي كليپ كوتاه معرفي بخش‌هاي مختلف و توانمندي‌هاي انتشارات علمي و فرهنگي نشستند. سپس دكتر كوثري ضمن خوشامدگويي رسمي به حاضران گفت: همان‌طور كه نويسندگان بنياد را دوست دارند و محل تولد آثارشان است، علمي و فرهنگي را هم خانهٔ خود بدانند تا ان‌شاءالله بتوانيم آثار ديگري از اين جمع با همكاري يكديگر توليد كنيم.

كوثري در ادامهٔ سخنانش به عقبهٔ پرافتخار انتشارات علمي و فرهنگي و اسقرار اين انتشارات بر دوشِ انتشاراتِ بزرگ فرانكلين اشاره كرد و گفت: اين سال سالِ خوبي براي من بود كه با آقاي قزلي آشنا شدم و اين رفاقت منجر به يك همكاري فرهنگي بين دو نهاد فرهنگي شد. اين شهامت در آقايان دكتر صالحي و قزلي ستودني است كه وارد يك حركت فرهنگي اين‌چنيني شده‌اند كه آثار و بركاتِ خوبي براي ادبيات داستاني و انتشاراتِ علمي و فرهنگي خواهد داشت ان‌شاءالله.

مدير انتشارات علمي و فرهنگي در ادامه به همكاري‌هاي گسترده با مراكز ديگر هم اشاره كرد و گفت: باعث افتخار و يكي از صفحات خوبِ دورهٔ كاري من است كه اين همكاري شكل گرفته است. چنان‌كه با مراكز ديگر همچون انتشارات اميركبير و بنياد جهاني‌شدن و انتشارات سروش نيز بابِ همكاري باز شده تا از امكانات موجود بهرهٔ بهتري گرفته شود.

دكتر كوثري به نگاهِ مديرعامل بنياد شعر و ادبيات داستاني ايرانيان دربارهٔ اقدامش اشاره كرد و گفت: حسن نظر آقاي قزلي كه باعث اين اتفاق شده بسيار خوب است. ان‌شاءالله بعد از اين جلسهٔ نسبتاً رسمي وارد كار جدي خواهيم شد و اين كارها تازه آغاز راه است و اميد داريم آثار ديگري از دوستان بيايد و كار را گسترش دهيم.

مهدي قزلي مديرعامل بنياد شعر و ادبيات داستاني ايرانيان پس از كوثري به ايراد سخن پرداخت و ضمن ابلاغ سلام دكتر سيدعباس صالحي به جمعِ حاضر گفت: ايشان جلساتِ فشرده‌اي داشتند كه عذرخواهي كردند و از من خواستند به دوستان كه پتانسيل خوبِ ادبيات داستاني كشور هستند سلام‌شان را برسانم.

قزلي در ادامه به معرفي اجمالي نويسندگان پرداخت و وضعيت آثارشان را يادآوري كرد و گفت: ما همهٔ دوستان طرف قرارداد با بنياد را به اين نشست دعوت كرديم كه برخي حاضرند و برخي غايب؛ چه اثرشان هنوز تحت قراردادِ بنياد است، چه قراردادشان خاتمه يافته است. كساني كه قراردادشان خاتمه يافته را نيز دعوت كرديم تا در صورتِ توافقِ طرفين (نويسنده و انتشارات) و علاقه‌شان بابِ‌ آشنايي و همكاري باز شود.

قزلي پس از معرفي نويسندگان و آثارشان به يادآوري اين نكته پرداخت كه: اين كتاب‌ها سرمايهٔ بنياد نيستند بلكه نويسندگان‌شان سرمايه‌هاي بنيادند، كما اينكه ما از حضورِ برخي از بزرگواران در جريانِ جايزهٔ جلال آل احمد به‌عنوان عضو هيئت علمي يا داور بهره برديم. به هر حال تصميم هيئت امنا و هيئت مديرهٔ بنياد بر اين بود كه از تصدي‌گري و رقابت با ناشران دست برداريم. ما به‌دليلِ سابقهٔ كار مي‌توانستيم لااقل در صفحه‌آرايي و فروش از بسياري ديگر جلوتر باشيم. به هر حال در سال‌هاي قبل تمركز بنياد بر اين موضوع بوده است و زحماتِ زيادي هم كشيده شده بود براي چاپ و توزيع و رونمايي و كارهاي ديگر براي اين كتاب‌ها. در اين اواخر هم كه فعاليت‌هايي مثلِ جشنوارهٔ شعر فجر و جايزهٔ جلال آل احمد به مأموريت‌هاي بنياد اضافه شد توقعات از ما اين بود كه بر فعاليت‌هاي ستادي تمركز كنيم.

قزلي در ادامه به تعهدِ بنياد به نويسندگانِ همكارش اشاره كرد و گفت: قائل بوديم كه تعهداتِ بنياد تا آخر انجام شود. بنابراين سعي كرديم قرارداد آثار چاپ‌شده و نشده را به ثمر برسانيم. در اين حال به‌نظر رسيد واگذاري نشر و چاپ و توزيع يكي از بهترين كارها در حوزهٔ برون‌سپاري است و يك نشرِ حرفه‌اي به‌عنوانِ بنگاهي تخصصي بهتر مي‌تواند به اين كار بپردازد.

قزلي از روندِ رسيدن به همكاري مشترك با انتشارات علمي و فرهنگي گفت و به مذاكره با ناشرانِ مختلف اشاره كرد: با بيش از دوازده ناشر مذاكره كرديم. بعضي دوست داشتند بخشي از كارها را بگيرند و بعضي را هم به دلايلي نمي‌خواستند. تنها مجموعه‌اي كه پاي كار آمد براي همهٔ كارها از جمله چاپ شده و چاپ نشده و حاضر بود پاي اعتبارِ بنياد بايستد، انتشارت علمي و فرهنگي بود.
قزلي در ادامه به مدت‌دار بودنِ توافق با علمي و فرهنگي اشاره كرد و گفت: با همهٔ اين اعتماد، باز ما موقتاً مدتِ 5 سال را براي اين توافق در نظر گرفتيم. اميد داريم با پشتوانهٔ سابقهٔ انتشارات علمي و فرهنگي و ذهنيتي كه از دكتر كوثري داريم، افق‌هاي روشني پيشِ روي اين حركت باشد.
يادآوري مي‌شود بر اساسِ تفاهمنامهٔ مشتركِ بنياد و انتشارات علمي و فرهنگي، نويسندگان همچنان طرفِ حساب با بنياد خواهند بود و فقط به‌جاي «عصر داستان»، «علمي و فرهنگي» به نشر آثار خواهد پرداخت.

در ادامه قزلي ابراز اميدواري كرد با اجراي اين توافق بنياد فرصتِ بيشتري براي تفكر دربارهٔ مأموريت‌هاي ادبي خود داشته باشد. وي گفت: البته توليد در بنياد كنار گذاشته نمي‌شود بلكه تصدي‌گري به معناي چاپ و نشر به‌صورتِ جدي محدود مي‌شود. بنياد شعر و ادبيات داستاني ايرانيان همچنان روي توليد آثار مبنايي، آموزشي و پژوهشي تمركز خواهد داشت و در اين حوزه هم ان‌شاءالله از ياري جناب كوثري بهره خواهيم برد.

قزلي رقابت با جمع ناشران حوزهٔ ادبيات داستاني را ناصحيح دانست و گفت: نبايد با حضور در اين بازار عرصه را بر نشر خصوصي تنگ كنيم. بنابراين سراغِ كارهايي مي‌رويم كه انتشارشان در بنگاه‌هاي خصوصي سخت‌تر است و محدوديت‌هايي وجود دارد.

مديرعامل بنياد شعر و ادبيات داستاني ايرانيان در پايانِ سخنانش از دكتر كوثري به‌دليل توجه نشان دادن به موضوع ادبيات داستاني قدرداني كرد.

مطلب پيشنهادي : https://mohamadrezateimouri.com/law-of-attraction-new/

زهرا زواريان از نويسندگان طرف قرارداد با بنياد كه اثرش هنوز به مرحلهٔ چاپ نرسيده است با ابراز خوشحالي از به نتيجه رسيدنِ وضعيتِ آثارِ طرف قرارداد با بنياد شعر و ادبيات داستاني ايرانيان از دكتر كوثري دربارهٔ روندِ انتشار آثار سؤال پرسيد كه كوثري در پاسخ گفت: آثار چاپ‌تمام يا مانده و آمادهٔ چاپ تا چند ماه ديگر وارد چرخهٔ انتشار مي‌شود. برخي هم كه اخيراً چاپ شده‌اند و هنوز در بازار موجود هستند پس از گذشت مدتي وارد چرخهٔ انتشار مي‌شوند. به هر روي ظرفيت ما بالا است و حاضريم ظرف چند ماه آينده كارها را آماده كنيم.

قزلي نيز در توضيحِ اين موضوع گفت: ما سعي مي‌كنيم كاري روي زمين نماند. 13 ماه است كه بنده به بنياد آمدم و در اين مدت با 40 قراردادِ باز مواجه شدم كه مدتي طول كشيد تا كارها سامان بيابد. راضي نبوديم كاري كه به ثمر رسيده در بنياد يا هر جاي دولتي ديگر خاك بخورد چرا كه اين با روح و روانِ نويسنده در تضاد است.

قزلي به نويسندگان اطمينان داد كه: هر نوع قول حرفه‌اي كه لازم بوده را جناب كوثري به ما داده است و قولِ ما هم اين است كه همهٔ آثار را كامل تحويل بدهيم. تا امروز بيش از نصفِ تعداد آثار تحويل انتشارات شده و برخي هم در حال بررسي نهايي است و مشكلاتي از قبيلِ آماده نبودِ برخي مراحلِ پيش از چاپ داشته است و همين كار را طولاني كرده است.

بهروز جلالي معاون امور مالي و اداري بنياد نيز به موضوعِ مطالباتِ بنياد و مطالباتي كه نويسندگان از بنياد داشته‌اند اشاره كرد و گفت: در حالي كه اينجا خدمتِ شما هستيم، از مطالبات‌مان به خاطرِ پي‌گيري مطالباتِ شما موقتاً چشم‌پوشي كرده‌ايم. ما قراردادهايي داشته‌ايم كه پرداخت‌هايي از سوي بنياد انجام شده بود ولي كاري تحويل داده نشده بود. اما پيگيري آن‌ها را به تعويق انداختيم تا بتوانيم از دغدغهٔ حرفه‌اي نويسندگان كم كنيم و مطالباتِ شما را سريع‌تر به سامان برسانيم. با وجودِ مدت‌زمانِ كم، محدوديت‌هاي مالي و فعاليت‌هاي موازي جاري و جوايز ملي از اين مهم غافل نشديم.

ابراهيم زاهدي‌مطلق معاون داستان بنياد نيز در ادامه با تكميل سخنان قزلي گفت: در ذهنم كه مرور كردم ديدم با بيش از بيست ناشر مذاكره كرديم تا به انتشارات علمي و فرهنگي رسيديم. ناشرانِ ديگر يا كارها را سوا كرده مي‌خواستند يا رفتارشان با كتاب و نويسنده زشت و دور از احترام بود. براي ما مهم بود كه شأن نويسندگان حفظ شود. اكنون به نويسندگان اطمينان مي‌دهم كه شأن خود و قلم‌شان در اين‌جا حفظ خواهد شد.

علي موذني از نويسندگان حاضر در مراسم با اشاره به خاطراتِ خوب خريد از فروشگاهِ انتشاراتِ علمي و فرهنگي در دورهٔ دانشجويي از كوثري دربارهٔ رويكردِ انتشارات علمي و فرهنگي نسبت به توليد آثارِ حوزهٔ ادبيات داستاني سؤال پرسيد و اين‌چنين پاسخ گرفت: علمي و فرهنگي سنتِ خودش را مدتي كنار گذاشته بود. قبلاً كساني در فرانكلين بودند كه صد رمان برتر جهان را شناسايي كرده بودند بدونِ آن كه گوگل و امثالِ اين‌ها باشد. اين‌ها مجموعه‌اي بود كه در فرانكلين چاپ شده كه بعدها به دلايلي كنار گذاشته شده بود. الان اين مجموعه در حال احيا است. 

 

 

منبع : خبرگزاري مشرق


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۲ فروردين ۱۳۹۸ ] [ ۱۰:۰۱:۳۱ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

همانطور كه داشتن يك شريك عاطفي خوب، زندگي را لذت‌بخش و دلچسب مي‌كند، بودن در كنار كسي كه به قدر كافي وجه اشتراك نداريد  و او را دوست نداريد بسيار سخت و طاقت‌فرسا است. اما سوال اساسي اين است كه چطور بايد شريك عاطفي مناسب و دلخواهتان را پيدا كنيد. در بسياري از مقالات به قانون جذب عشق براي رسيدن به نيمه گمشده اشاره شده است. در مقاله«۱۰ اصل قانون جذب عشق (براي ازدواج با فرد مورد علاقه و معشوق) » از سايت راديو عشق اين قانون به صورت كامل توضيح داده شده است. در واقع اين قانون مهارتي در اختيارتان قرار مي‌دهد تا با آن  عشقي كه لياقت آن را داريد را در زندگي خود بيابيد. قانون جذب به شما ياد خواهد كه چطور با كار كردن بروي افكار خودتان هركسي را مجذوب و شيفته خود كنيد. در اين مقاله به جزييات بيشتري از قانون جذب عشق مي پردازيم.

چگونه فرد مورد نظر خود را  با استفاده از قانون جذب عشق، مجذوب خود كنيم ؟

براي اين كه به يك فرد خاص برسيد، قانون جذب براي عشق، با تمركز بر خود شما عمل مي‌كند. اين مساله مربوط به شخص ديگري نيست بلكه مربوط به خود شماست. گاهي اوقات اين مي‌تواند سخت‌ترين قسمت قانون جذب باشد، زيرا زماني كه شخصي در زندگي شما وجود دارد كه دوستش داريد يا به او علاقه داريد، آن شخص تمامي حواس شما را به خود معطوف كرده است. ما فكر مي‌كنيم راه حل اين كه فرد مورد نظر ما به ما علاقه‌مند شده يا توجه نمايد، استفاده از قانون جذب عشق است. اما قانون جذب عشق چيزي است كه به خود شما مربوط مي‌شود – با افكار شما، احساسات شما و ارتعاشات و انرژي‌هاي شما.

مراحل خاصي وجود دارند كه مي‌توانيد با طي كردن آن‌ها، را در اسرع وقت شانس خود را براي جذب عشق خود به حداكثر برسانيد.

هر روز 10 تا 20 دقيقه وقت صرف شناخت خود كنيد

اگر چه اين ممكن است چندان عاقلانه به نظر نرسد، اما يك توصيه خوب براي به دست اوردن رابطه ايده آل، آن است كه براي شناخت خود به قدر كافي وقت بگذاريد. براي اين كار شما مي‌توانيد يادداشت بنويسيد، مديتيشن كنيد يا در مقابل آينه بايستيد و از خودتان سوالاتي درباره چگونه احساساتي كه نسبت به خودتان داريد و اين كه چگونه روزتان را مي‌گذرانيد بپرسيد. هنگامي كه شما خود را بشناسيد و دوست بداريد، جذب يك رابطه سالم، مثبت و طولاني مدت كه خواهان آن هستيد بسيار ساده‌تر خواهد بود.

 

اعتماد به نفس داشته باشيد

باور داشته باشيد كه شما شخص بزرگ و فوق‌العاده‌اي هستيد و مهم نيست كه ديگران در مورد شما چه فكر مي‌كنند. شما مجبور نيستيد كاري كنيد كه كاري كنيد كه شخص ديگري مثل شما را دوست داشته باشيد و يا عاشق شما شود، زيرا شما پيش از آن خود را دوست داشته‌ايد. اعتماد به نفس داشتن ويژگي است كه مردم نمي‌توانند در برابر آن قابل مقاومت كرده و آن‌ها را به مجوذب شما مي‌كند.

 

بر جنبه‌هاي مثبت تمركز نماييد ( افكار منفي را دور بريزيد)

خود را از شر تمام افكار منفي... مثل اين كه "پيدا كردن شخص دلخواهم كار سختي است"، يا اين كه "چرا كسي متوجه نمي‌شود كه من چقدر خوب هستم"،"هيچكس مرا دوست نخواهد داشت" يا "چرا خواستگار ندارم؟" رها كنيد. شما ويژگي‌هاي فراوان وفوق‌العاده‌اي داريد كه شما را ارزشمند مي‌سازند و باعث مي‌شوند عشق و توجه ديگران را به خود جذب نماييد. ديگران متوجه شما شده و از شما قدرداني مي‌كنند. دور تا دور شما را عشق فراگرفته، به آن اجازه دهيد تا وارد شود. هنگامي كه شما به عشق را اجازه ورود دهيد و بر روي مسايل مثبت تمركز نماييد، ارتعاشات شما تغيير كرده و دري براي قانون جذب عشق باز مي‌شود تا شخص مورد نظر شما را برايتان  به ارمغان بياورد.

 

همواره نسبت به فرصت‌هاي خود هوشيار باشيد

اگر مي خواهيد جهان در جهت برآورده شدن خواسته‌هاي شما عمل كند ، شما نيز بايد سهم خود را در اين ميان انجام دهيد. اين كه جهان هستي عشقي كه واقعا خواهان آنيد را به شما ارزاني كند،  به خود شما و اين كه چقدر پذيراي ان باشيد بستگي دارد. بسته به اين كه چقدر نسبت به فرصت‌هاي پيش رويتان آگاه و هوشيار باشيد، ممكن است بلافاصله بوجود آيند و يا كمي زمان ببرد تا با آن‌ها مواجه شويم. به عنوان مثال، اگر دوستان شما دايما از شما بخواهند كه جمعه شب‌ها با آن‌ها بيرون برويد، اما شما مدام درخواستشان را رد كنيد، در واقع داريد فرصت‌هاي خود را محدود مي‌كنيد. شايد جهان هستي صرفا منتظر پاسخ مثبت شما است تا شما را به عشق زندگيتان معرفي كند، اما شما دايما در حال نه گفتنيد.  اين مساله بسيار مهم و تاثيرگذار است. فقط كافي است چشمان خود را كاملا باز نگه داريد و هوشيار باشيد، و آنگاه است كه مي‌توانيد هر آنچه در پيرامون شما در جريان است را مشاهده كنيد. بنابراين هميشه حاضر باشيد و نسبت به فرصت‌هايي كه جهان سر راهتان مي‌گذارد آگاهي داشته باشيد. آينده از آن شماست اگر تلاش كنيد و هوشيار باشيد. با فقط آرزو كردن و يا گرفتن فال عشق و ازدواج و طالع بيني به جايي نخواهيد رسيد.

 

بدون ترس از ضربه خوردن و صدمه ديدن عشق بورزيد.

ترسناكترين چيز عشق اين است كه شما خود سفره دلتان خود را كاملا پيش روي آن باز مي‌كنيد. هنگامي كه خودتان را كاملا براي كسي آشكار نماييد، احتمال دارد كه صدمه ببيند. اگر از آسيب ديدن بترسيد، ممكن است ناخودآگاه مانع از ان شويد كه كسي كه دوستش داريم آنقدر كه مي‌خواهيم به ما نزديك شود.اين خطر را بپذيريد و بي‌پرده خود را در برابر عشق قرار دهيد. اينجاست كه عشقي كه خواهان آنيد آشكار خواهد شد.

 

شاد باشيد

لبخند و خنده بيشتر مردم را به سمت خود جذب مي‌كند. وقتي شما اوقات شادي را سپري كنيد، ديگران متوجه مي‌شوند و مي‌خواهند با شما وقت بگزرانند. پس كارهايي را انجام دهيد كه خوشحالتان مي‌كند... حال اين كار تماشاي يك فيلم خنده‌دار باشد، يا رفتن به پارك مورد علاقه خود براي خوردن ناهار. از زندگيتان لذت ببر. هر چه زندگيتان سرگرم كننده‌تر و شادتر باشد، سريعتر مي‌توانيد شخص مطلوب خود را جذب كنيد.

مثبت‌نگر باشيد.

بر ويژگي‌هاي خوب شخصي كه مي‌خواهيد قانون جذب برايتان به ارمغان بياورد تمركز كنيد. به دنبال راهي باشيد تا از آن ويژگي‌ها قدرداني كنيد. اگر احساسات منفي بين دو نفر شما وجود داشته باشد ممكن است اينكار آسان نباشد، ممكن است در ابتدا تنها بتوانيد يك ويژگي مثبت را پيدا كنيد، اما اگر به كار خود ادامه دهيد، به تدريج آسان‌تر مي‌شود. اگر در حال حاضر با شخصي در ارتباط هستيد، بايد تغيير رفتار خود را شروع كنيد تا ببينيد چگونه رفتار او تغيير كرده و  همه چيز بين هر دوي شما شروع به بهبود مي‌كند.

تفاوت‌ها و تضادها را پذيرا باشيد.

به خاطر آنچه كه داريد، خوشحال باشيد. چيزهايي را كه خواهان آن‌هاييد فراموش كنيد.  ببخشيد. هنگامي كه بتوانيد در لحظه خوشحال باشيد، چيزهايي كه خواهان آن‌هايد شروع به اتفاق افتادن مي‌كنند، از جمله زندگي عاشقانه شما.

 

نسبت به تمامي عشقي كه هم اكنون در زندگي تان وجود دارد سپاس‌گزار باشيد.

 

احتمالا شنيده‌ايد كه سپاسگزار و قدردان بودن چقدر مي‌تواند باعث شود نسبت به زندگي و روابطتتان احساس بهتري داشته باشيد. بنابراين جاي تعجب ندارد كه سپاسگزار بودن و تشكر كردن مي‌تواند به جذب شريك زندگي ايده آل شما كمك كند. نسبت به هر نشانه كوچكي، كه نشان ميدهد فرد ايده اين نام مجاز نمي باشد ان به شما نزديك و نزديك‌تر مي‌شود شكرگزار باشيد. قدرداني يكي از قويترين ارتعاشات احساسي است كه مي‌توانيم به آن متصل شويم. زماني كه براي تمام آنچه كه در زندگي خود داريم قدرداني مي‌كنيم، خواسته‌ها و آرزوهاي ما مي‌توانند بسيار سريع‌تر به سمت ما جريان يابند. هر روز چند دقيقه صرف كردن براي نوشتن يك نامه شكرگزاري، راهي واقعا آسان است براي اين كه شما در مسيرتان به سمت خواسته‌هايتان باقي بمانيد.

منبع : پارسينه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۸ فروردين ۱۳۹۸ ] [ ۰۹:۴۶:۳۲ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر، با پايان گرفتن ايام تعطيلات نوروزي برنامه تالارهاي مختلف مجموعه تئاتر شهر در فرودين ماه سال جاري اعلام شد.

در تالار اصلي نمايش «ملاقات» نوشته فردريش درونمات، كارگرداني پارسا پيروزفر و بازي علي ابدالي، نسترن اميرعبدالهيان، زينب ايزدپناه، رضا بهبودي، افسانه پرمر، پانته آ پناهي‌ها، پارسا پيروزفر، سياوش چراغي پور، احسان حاجياني، مهدي حسيني نيا، افشين خورشيد باختري، اميد رضايي، مونا رضايي، امير صادقي، مجتبي عليرضالو، مونا غياثي، نسيم قدس الهي، نيما قطبي، تيام كريمايي، سياوش كريما، هومن كيايي، امير محمدي، ايوب محمودنيا، مريم مسچيان، بهاره مصدقيان، نيما مظفري پور، الكس ملك كرم، داريوش موفق، مهدي ميلاني، پيمان ناجي، امير هرمزي نژاد ساعت ۱۹:۳۰ به مدت ۱۲۰ دقيقه و قيمت بليت ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان روي صحنه مي‌رود.

«سيمين و فرزان» هم عنوان نمايش جديد ديگري به نويسندگي و كارگرداني فهيمه عابديني است كه از روز يكشنبه ۱۸ فروردين ماه ساعت ۲۰ به مدت ۴۵ دقيقه و قيمت بليت ۳۰ هزار تومان در تالار قشقايي ميزبان علاقه مندان تئاتر خواهد بود. در اين اثر نمايشي عروسكي فهيمه عابديني، صادق صادقي‌پور به عنوان بازي ساز حضور دارند.

در تالار سايه نيز نمايش «بي صدايي» به نويسندگي مشترك سهيل شريفي و آزاده شاهميري، كارگرداني آزاده شاهميري و بازي شادي كرم رودي و آزاده شاهميري از روز دوشنبه ۱۹ فروردين ساعت ۲۰ به مدت زمان ۶۰ دقيقه و قيمت بليت ۲۰ هزار تومان روي اجراي خود را آغاز مي‌كند.

اثر نمايشي شادي كرم رودي و آزاده شاهميري به عنوان بازيگر حضور دارند.

نمايش «بي صدايي» پيش از اين در فستيوال هنر بروكسل، بخش اصلي فستيوال تئاتر ادينبورو، فستيوال تئاتر اشپكتكل زوريخ، فستيوال تئاتر كرالا و تئاتر اوزين ژنو اجرا شده است. اين نمايش پس از اجراهاي جهاني خود براي نخستين بار فروردين و ارديبهشت ۹۸ در تهران اجرا مي­ شود ضمن اينكه  خرداد ماه سال جاري

 

نيز اجراهاي خود را در فستيوال تئاتر فِست­وُخن وين ادامه خواهد داد.

منبع : خبرگزاري مهر


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۷ فروردين ۱۳۹۸ ] [ ۱۰:۲۴:۰۶ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

در اين بخش از زندگينامه نويسندگان آشنا مي شويم با نويسنده زير :

 

تاريخ نويسندگي ، فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود اين دشت ، نام هايي نهفته است كه هر كدام برگي از هويت و شناسنامه ي نويسندگي در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ي تاريخ زندگاني آنان و سيري در احوالات و آثار آنها ، نمايي هر چند كوتاه و گذرا ، اما عميق و قابل تامل به ما هديه مي كند.در دل هر يك از كلمات آنان ، گنجينه اي از رازها و معاني نهفته  است و در پياپي سطور پربار آنان ، رازهايي براي نويسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگي آنان است تا با ذهن و زبان آنان بيش از پيش آشنا شويم و از اين همصحبتي ها خوشه اي چند پي توشه ي نويسندگي خود برداريم.در اين برهه از زمان، دفتر زندگاني ” جان كندي تول ” ، نويسنده ي آمريكايي و خالق كتاب” اتحاديه ابلهان ” را ورق ميزنيم به اميد آنكه برگي چند به يادگار نصيب دوستداران خود كند.

زندگي نامه

جان كندي تول نويسنده آمريكايي و سرشناسي است كه در سال ۱۹۳۷ در نيواورلئان آمريكا چشم به جهان گشود، مادرش موسيقي تدريس مي كرد و پدرش ماشين‌فروش بود. جان كندي كه بسيار با استعداد بود از آنجايي كه توانست در سن شانزده سالگي تحت تاثير نويسنده‌ي مورد علاقه‌اش،فلانري اوكانر، رماني تحت عنوان انجيل نئون بنويسد و تحسين همگان را برانگيزد. او در سن ۱۷ سالگي توانست بورسيه دانشگاه تولن را بدريافت كردو پس از اتمام تحصيلاتش در اين دانشگاه، در سن ۲۲ سالگي او به مقام استادي در دانشگاه كال هانتر نيويورك دست يافت جان كندي تول در سي سالگي، و هنگامي كه دوران سربازي خود را در پورتوريكو مي گذراند (سال ۱۹۵۹) نوشتن كتاب اتحاديه ابلهان را آغاز كرد. در آن‌جا ماشين تحرير دوستش را قرض گرفت و نوشتن اتحاديه را شروع كرد اما محتواي آن را از هم‌قطارانش مخفي نگه ‌داشت. بعد از بازگشت به آمريكا رمان را براي بسياري از ناشران ارسال كرد ولي هيچ‌كدام راضي به چاپش نشدند. همه ايرادي به آن گرفتند و ردش كردند. تول كه به شدت افسرده شده بود و ديگر هيچ اميدي به چاپ كتابش نداشت .او پس از نوشتن اين كتاب تلاش بسياري كرد تا بتواند آن را به چاپ برساند اما در اين امر كاري از پيش نبرد. همين ناكامي باعث افسردگي او گشت، تا اينكه در ۳۲ سالگي بعد از دعوايي مختصر با مادرش، با خودرو به ايالت جورجيا رفت و با وصل كردن شلنگ به اگزوز ماشين و تنفس از گاز سمي خودرو به زندگي خود پايان بخشيد. اما مادرش بعد از دو سال دست و پنجه نرم كردن با افسردگي ناشي از مرگ پسرش، كارِ او را ادامه داد. ۹ سال رمان را براي ناشران ديگر فرستاد و باز جوابِ نه شنيد. تا اين كه بالاخره سراغ واكِر پِرسي رفت كه استاد دانشگاه لوييزيانا و از مهم‌ترين نويسندگان جنوب آمريكا بود. پِرسي پيشگفتاري براي كتاب نوشت و با توصيه‌ي او دانشگاه لوييزيانا كتاب را در ۲۵۰۰ نسخه منتشر كرد. سال ۱۹۸۰ است. بيست سال بعد از مرگ او و در سال ۱۹۸۲ او و كتاب اتحاديه‌ي ابلهان برنده‌ي جايزه پوليتزر بهترين رمان مي‌شود و از آن تاريخ به بعد كتاب رونق پيدا كرد. مرگ او يكي از دردناك ترين سرنوشت ها براي يك نويسنده در طول تاريخ بوده است.

 

آثار

مروري بر آثار و انديشه ها

جان كندي تول را مي توان ناكام ترين و در عين حال شاهكار ترين نويسنده ي تاريخ ادبيات دانست. او نويسنده اي بود كه هيچ گاه موفق به تماشاي موفقيت كتاب هايش نشد. همانطور كه در زندگي او به آن پرداختيم ، او به هنگام چاپ كتاب اتحاديه ابلهان با يك بي توجهي از سوي ناشران روبرو شد و در نهايت بر اثر يك افسردگي ناشي از عدم چاپ كتابش خود را به مرگ رساند. اما چندي پس از اين مرگ ، مادر او كتابش را به يك انتشاراتي مي سپرد و در يك اقدام بسيار عجيب ، آوازه ي كتاب او جهان را پر مي كند و پس از چندي جوايز معتبر جهاني نصيب اين كتاب مي شود و اينها همه پس از خودكشي جانكاه اين نويسنده ي بزرگ تاريخ ادبيات رخ داده است.آنجه كه امروز در دست هواداران كندي تول بعنوان يك مدرك از زندگاني اوست ، دو  جلد كتاب از اوست كه تمامي دورنماي آثار او در آن منعكس شده است و بايد به اين نكته اشاره كرد كه به جد همين دو اثر به تنهايي مي توانند درك عميقي از توانايي هاي اين نويسنده ي بزرگ در دنياي رمان نويسي در اختيار ما بگذارند.آنچه كه شاكله ي دو اثر شاهكار جان كندي تول را مي سازد ، دغدغه مندي او نسبت به مفهوم انسان و نقش او در مقابل اجتماع خويش است. از نگاه جان كندي تول انسان مفهومي است پيچيده كه در گذر حوادث زندگي دچار پست و بلندي مي شود و مدام تغيير مي كند. اما او يك نگاه تازه ي ديگر دارد ، او خود در اين باب مي گويد : “انسان‌ها بايد آگاه شوند، نه اينكه براي حفظ منافع شخصي بازيچه‌ي دست منفعت‌طلبان شوند و آنكه سكوت مي‌كند از همه حقيرتر‌ است و دير يا زود پيامد سكوتش گريبان خودش را نيز مانند بقيه خواهد گرفت.” . آگاهي انسان از جايگاهي كه در آن قرار دارد و رسيدن به مكارم اخلاقي سطح عالي و همچنين جايگاهي كه حق انسان است ، از جمله مصاديقي است كه او بسيار به آن توجه داشته است. بي شك مي توان گفت كه جان كندي تول نابعه اي بود كه ديگر مثل آن را نمي توان يافت.

 

در زير بخشي از كتاب اتحاديه ي ابلهان از شاهكارهاي ادبيات آمريكا را با هم مطالعه مي كنيم.

  • من بدون شك تميزم . قبل تر درباره اش صحبت كرديم . فقط مي خواستم مطمئن بشم كه در اين محكمه حرف هاي گربه هم بي تعصب شنيده شده . قراره كه من تا ابد مورد تهاجم واقع شوم آقا ؟ اعصاب من همين طوري هم در آستانه ي تلاشي كامله. چند لحظه ي پيش كه ناخن هاي منو بازرسي مي كرديد متوجه لرزش وحشتناك دستم نشديد ؟ اصلا دوست ندارم عليه دست فروشي پارادايز , شركت سهامي , اقامه ي دعوي كنم تا بتونم از پس مخارج روان پزشك بر آيم . شايد شما ندونيد كه من هيچ گونه بيمه ي درماني ندارم . نظام دست فروشي پارادايز هم عصر حجري تر از آن است كه چنين تسهيلاتي رو براي كاركنانش در نظر بگيره . بايد بگم كه حضرت آقا , من از شرايط اين بنگاه بي اعتبار كاملا اظهار نارضايتي مي كنم .
  • ” چرا اين قدر بيرون آمدن من از اون وان برات مهم شده ؟ من اصلا دركت نمي كنم مادر . به عنوان يك خانه دار الان كاري براي انجام نداري ؟ امروز ديدم كه پرزهاي موكت اندازه ي توپ بيس بال شدن . خانه رو تميز كن . تلفن بزن به ساعت گويا و ببين ساعت چنده . يك كاري بكن . دراز بكش و يك چرتي بزن . اين روزها خيلي لاغر شده اي .”
  • قبل از اينكه ملت ما خودش رو نابود كنه بايد يك قانون بي‌چون‌وچرا براش وضع بشه. ايالات متحده مقداري الاهيات و هندسه لازم داره، كمي سليقه و شرم و حيا. الان داريم بر لبه‌ي مغاك تلو‌تلو مي‌خوريم.
  • من نمي‌خوام نيمه‌ي پر رو ببينم. خوش‌بيني باعث مي‌شه حالت تهوع بگيرم. منحرفانه‌س. انسان‌ بعد از هبوط اين دنيا فقط لياقت بدبختي رو داره.
  • در پايان اولين روز كاري‌ام احساس خستگي بسيار مي‌كنم. هرچند، دوست ندارم به خود تلقين كنم كه دلسرد يا افسرده يا مغلوب شده‌ام. براي نخستين بار در زندگي با سيستمي رودررو شدم كه كاملاً مصمم بود تا در چارچوب موقعيت خود به‌ عنوان ناظر و ناقد كار كند، اگر بشود چنين تعبيري به كار برد. اگر بيشتر شركت‌ها شبيه شلوار لوي اداره مي‌شدند مطمئنم كه نيروهاي كار امريكا بيشتر با وظايف محوله‌شان سازگاري پيدا مي‌كردند. كارمندي كه مورد وثوق باشد به‌هيچ‌وجه برايش مزاحمتي ايجاد نمي‌شود. آقاي گونزالز، رئيس من، به وضوح عقب‌مانده است ولي بدون شك آدم دلپذيري است. دائماً نگران است كه مبادا با انتقاد از عملكرد كسي باعث رنجشش شود. درواقع مي‌شود گفت او ‌پذيراي هر چيزي هست و بنابراين به طرز خوشايندي به شيوه‌ي عقب‌ماندگي خودش دموكرات است.
  • كتاب‌ها پسراني فناناپذيرند كه پدرانشان را به مبارزه مي‌طلبند.
  • وقتي كه سردمدارانِ شيفته‌ي‌ قدرت دنيا بفهمن كه فرماندهان نظامي و سربازان مشتي منحرف‌اند كه نقاب به چهره زده‌اند و تنها هدفشون اينه كه ارتش‌هاي نقاب‌پوش كشورهاي ديگر را ملاقات كنند تا مهماني راه بيندازند و رقص‌هاي ملي يكديگر را ياد بگيرند، بي‌شك غافل‌گير خواهند شد.
  • تباهي، بيش از آنكه نشانه‌ي سقوط جامعه باشد، همان‌طور كه زماني بود، در جامعه‌ي مشكل‌دار امروز امريكا نشان صلح است. بايد براي مشكلات جديد راه‌ حل‌هاي جديد داشته باشيم.
  • اگر يك بسازبفروش در حومه‌ي شهر بودم دست‌كم يك زنجير به ديوارهاي آجري زرد خانه‌هاي ويلايي دوبلكس نصب مي‌كردم. وقتي كه ساكنان حومه از تلويزيون و پينگ‌پنگ و كارهاي ديگري كه در خانه‌هاي كوچكشان مي‌كنند خسته بشوند همديگر را تا مدتي زنجير خواهند كرد. همه عاشق اين كار خواهند شد. زن‌ها مي‌گويند «شوهرم ديشب منو به زنجير كشيد. عالي بود. شوهرت اخيراً اين كار رو با تو‌ كرده؟» و بچه‌ها با اشتياق دوان‌دوان از مدرسه به خانه مي‌آيند تا مادر زنجيرشان كند. به كودكان كمك خواهد شد تا تخيلاتي را كه تلويزيون از ايشان گرفته دوباره به دست بياورند و ضمناً از ميزان بزهكاري اطفال هم كاسته خواهد شد. وقتي پدر از سرِ كار به خانه باز مي‌گردد تمام خانواده دست‌و‌پايش را مي‌گيرند و به اين دليل كه آن‌قدر احمق است كه صبح تا شب براي تهيه‌ي مخارجشان كار كرده او را به زنجير مي‌كشند. بستگان پيرِ دردسرساز در گاراژ زنجير مي‌شوند. دستانشان فقط ماهي يك‌بار باز مي‌شود، آن‌هم براي امضاي چك بيمه‌ي بازنشستگي. دست‌بند و زنجير زندگي بهتري براي ما به ارمغان مي‌آورند. بايد در نوشته‌هايم به اين بحث بپردازم.

 

و اما هدف چيست

 

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۸ فروردين ۱۳۹۸ ] [ ۱۲:۰۶:۳۵ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

تاريخ نويسندگي ، فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود اين دشت ، نام هايي نهفته است كه هر كدام برگي از هويت و شناسنامه ي نويسندگي در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ي تاريخ زندگاني آنان و سيري در احوالات و آثار آنها ، نمايي هر چند كوتاه و گذرا ، اما عميق و قابل تامل به ما هديه مي كند.در دل هر يك از كلمات آنان ، گنجينه اي از رازها و معاني نهفته  است و در پياپي سطور پربار آنان ، رازهايي براي نويسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگي آنان است تا با ذهن و زبان آنان بيش از پيش آشنا شويم و از اين همصحبتي ها خوشه اي چند پي توشه ي نويسندگي خود برداريم.در اين برهه از زمان، دفتر زندگاني ” مهستي گنجوي ” ، شاعر ايراني و صاحب ديوان” مهستي” را ورق ميزنيم به اميد آنكه برگي چند به يادگار نصيب دوستداران خود كند.

زندگي نامه

مهستي در شهر گنجه و در سال 490 هجري قمري چشم به جهان گشود و هم زمان با خاندان غزنويان زندگي مي كرد. رشيد ياسمي بر اين باور بود كه نام «مهستي» تشكيل شده از دو لغت «مَه» به معناي عظيم و «سَتي» به معناي بانو و خانم بوده و در مجموع مهستي به معناي «خانم‌بزرگ» مي باشد. در سن چهار سالگي پدر وي او را براي تحصيل به مكتب‌خانه فرستاد و چون بسيار با استعداد و باهوش بود در سن ده‌سالگي با ادب زن دانشمند از مكتب بيرون آمد. او داراي تبحري خاص در نواختن چنگ و عود و تار بود. رباعيات وي بيشتر باعث مشهور شدن وي شد. او در سروده‌هاي خود زني فتنه‌گر و زيبارو بوده‌است كه دل از بسياري از مردمان آن زمان ربوده، براي مثال امير احمد تاج‌الدين بن خطيب كه فرزند خطيب گنجه بوده و درنهايت با او ازدواج كرد. ابن خطيب همانند همسرش ذوق و استعداد شعر داشته و رباعياتي نيز از به ثبت رسيده است. از زندگي مهستي اطلاعات كاملي در دست نيست، و آنچه كه هست نقل قول تذكره‌نويساني چون دولتشاه سمرقندي، امين احمد رازي و آذر بيگدلي است كه همگي نقل از يكديگر، و تركيب شده با افسانه‌نگاري و داستان‌هاي ساختگي است.ديوان اشعار او نيز حال در دسترس نيست و رباعي‌هايي با اسم او در نزهةالمجالس ، مونس‌الاحرار و مجموعه‌ها و تذكره‌ها نوشته شده است.البته ناگفته نماند كه كهن‌ترين مرجعي كه از زمان حيات وي اطلاعاتي مي دهد، كتاب تاريخ گزيده نوشته حمدالله مستوفي است كه در سال ۷۳۰ هجري قمري نگاشته شده است. در اين كتاب درباره ابن خطيب گنجه كه همسر مهستي مي باشد مي‌خوانيم: «ابن خطيب گنجه و هو، تاج‌الدين احمد، در عصر سلطان محمود غزنوي زندگي ميكرد. اشعار خوبي دارد؛ بالاخص مناظرات او با همسرش مهستي شيرين باشد.»طبق شواهد كتابي از قرن هفت هجري قمري شامل مناظرات مهستي با اميراحمد و رباعي‌هايي كه خطاب به يكديگر سروده‌اند كه مشتمل بر ۱۸۵ رباعي از زبان همسرش و حدود ۱۱۰ رباعي از زبان مهستي يافت مي شود . احمد سهيلي خوانساري آن را كتاب داستاني جعلي و داراي اشعار ضعيف و ناپسند برشمرد.بر اساس اشعار موجود در همين كتاب، فريتز ماير شرق‌شناس آلماني كتابي به نام «مهستي زيبا» به ثبت رسانيده است.شهاب طاهري در «ديوان مهستي» و احمد سهيلي خوانساري در «رباعيات مهستي دبير» رباعي‌هاي مهستي را گردآوري كرده اند. در نزهةالمجالس ۶۱ رباعي به اسم مهستي آمده كه قديمي‌ترين و معتبر‌ترين مجموعهٔ آثار مهستي مي باشد. امروزه از مهستي، ديواني براي علاقه مندان در دسترس نمي باشد؛ ديواني از او تا اوايل قرن دهم در شهر هرات به جا بوده كه در حمله هولناك عبيدالله خان ازبك به اين شهر نابود گرديده و تنها اشعاري پخش و پراكنده از او در كتاب‌هاي قديمي بر جاي است. مهستي به علت نوآوري اي كه در برگزيدن موضوع اشعار خود و توصيف صاحبان حرفه هاي مختلف و سرگرمي‌هاي گوناگون مردم روزگار خود داشته است، پرچمدار نوع خاصي از شعر محسوب مي شود كه بعدها در دوره صفوي رايج تر شده و شهرآشوب نام گرفته است.اشعار او وصف عشق و شيدايي، شوخ‌طبعي و رعنايي، صداقت و زيبايي است و پر از نشاط و به دور از غم و غصه مي باشد. بعضي تذكره‌نويسان و تاريخ‌پردازان به خاطر ناآشنا بودن با شهرآشوب، اشعار وي را نتوانسته‌اند بفهمند و با تصوراتي غلط، او را لاابالي تصوركرده اند و بر او انتقاداتي و تذكراتي وارد ساخته اند؛درحاليكه مهستي با قابليت هاي زباني و شوق سرشاري كه داراست، صاحبان پيشه ها و صناعت عصر خود را زيباروياني دل‌فريب نمايش مي دهد و بدين روش ساز و كاري مي آفريند تا آيندگان از پيشه‌وران دوره اش آگاهي‌اي كسب نمايند. با وجود اينكه در هيچ‌يك از منابع قديم، اطلاعات دقيق و واضحي از فوت مهستي پيدا نشده است، با اين همه برخي از تاريخ نويسان،  معتقدند وي در سال 577 دار فاني را وداع گفت .

آثار

  • ديوان مهستي

مروري بر آثار و انديشه ها

مهستي يكي از بزرگترين رباعي سرايان ايران است كه به دلايل بسيار متعددي از جمله قرار گيري در برهه ي بد تاريخي و همچنين يك باور ناصحيح در جامعه ي ايراني در نكوهش زناني كه شاعران اند ، باعث شده است كه آنچنان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگيرد ولي به جد او يكي از بهترين هاي حوزه ي شعر خودش است. او شعرهايي گفته است كه هم طعم عشق دارد و هم اينكه بسيار پند آموز است. در باب نقد آثار او و محتواي آثار او به اين دليل كه از وي آنچنان كه بايد و شايد آثاري به جا نمانده است ، نكته اي نمي توان گفت چرا كه هيچ پشتوانه اي نكات بيان شده نخواهد داشت . اما مي توان از تك تك لحظاتي كه هر كدام از اين رباعي ها براي ما فراهم مي آورند لذت برد و آن ها را مطالعه ي دقيق كرد.

حمامي را بگو گرت هست صواب/امشب تو بخسب و تون گرمابه متاب

تا من به سحرگهان بيايم به شتاب/از دل كنمش آتش و از ديده پر آب

صحاف پسر كه  شهره آفاق است/چون ابروي خويشتن به عالم طاق است

از سوزن مژگان بكند شيرازه/ هر سينه كه از غم دلش اوراق است

سهمي كه مرا دلبر خباز دهد/نه از سركينه كز سرناز دهد

در چنگ غمش بمانده ام همچو خمير/ترسم كه به دست آتشم بازدهد

چون دلبر من به نزد فصاد نشست/فصاد سبك دست سبك دستش بست

چون تيزي نيش در رگانش پيوست/از كان بلور شاخ مرجان برجست

بازار دلم با سر سودات خوش است/شطرنج غمم با رخ زيبات خوشست

دائم داري مرا تو در خانه مات/ اي جان و جهان مگر كه با مات خوش است

هدف چيست

قانون جذب


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ فروردين ۱۳۹۸ ] [ ۰۴:۱۹:۳۹ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

فردريش شيلر │ صد نويسنده برتر جهان

تاريخ نويسندگي ، فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود اين دشت ، نام هايي نهفته است كه هر كدام برگي از هويت و شناسنامه ي نويسندگي در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ي تاريخ زندگاني آنان و سيري در احوالات و آثار آنها ، نمايي هر چند كوتاه و گذرا ، اما عميق و قابل تامل به ما هديه مي كند.در دل هر يك از كلمات آنان ، گنجينه اي از رازها و معاني نهفته  است و در پياپي سطور پربار آنان ، رازهايي براي نويسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگي آنان است تا با ذهن و زبان آنان بيش از پيش آشنا شويم و از اين همصحبتي ها خوشه اي چند پي توشه ي نويسندگي خود برداريم.در اين برهه از زمان، دفتر زندگاني ” فردريش شيلر” ، نويسنده ي آلماني و خالق كتاب” تاريخ جنگ سي‌ساله” را ورق ميزنيم به اميد آنكه برگي چند به يادگار نصيب دوستداران خود كند.

زندگي نامه

يوهان كريستف فريدريش فون شيلر در دهم نوامبر ۱۷۵۹ در مارباخ آلمان چشم به جهان گشود. وى همراه گوته شاعر معروف آلماني سبك «كلاسيك وايمارى» را بنيان گذاري كرد. از آن جهت كه شيلر معيارهاى تازه اى براى درام نويسى به زبان آلماني وارد كرد، امروزه يكى از چهره هاى مهم تاريخ ادبيات آلمان به شمار مي رود.

به دستور دوك كارل آگوست فريدريش شيلر مجبور شد از سال ۱۷۷۳ به مدرسه نظامى برود كه در آنجا كارآموزى جوانان را با جديت و سختگيرى هرچه تمام تر برعهده داشتند. اما در همان سال وارد دانشكده حقوق شد و در سپس سال ۱۷۷۵ تحصيل در رشته پزشكى را آغاز كرد.در اين سال ها و تحت تاثير كلوپ اشتوك و لسينگ نخستين آثار شعرگونه و درام خود را نوشت.شيلر در سال ۱۷۷۷ تحت تاثير افكار روشنگرانه و طرد استبداد، درام سارقين خود را به رشته تحرير دراورد و در ۱۷۸۰ رساله دكترى خود را با عنوان كوششى در مورد ارتباط خوى حيوانى انسان با روح اش كه تاثير متقابل جسم و روح را بررسى مى كرد نوشت.از همان سال و ضمن فعاليت در سمت پزشك گردان در اشتوتگارت زندگى بى بند و بارى را داشت.هنگامى كه دوك نوشتن هر گونه مطلبى را براى او ممنوع اعلام كرد، ابتدا به مانهايم سپس به فرانكفورتِ ماين و از آنجا به اوگرزهايم فرار كرد.

بالاخره كارولينه فون وولسوگن كه او نيز نويسنده بود،شيلر را كه به لحاظ اقتصادى و روحى در وضعيت نامطلوبي قرار داشت، در ملك خود به نام باوئرباخ واقع در ماينينگن پذيرفت. شيلر در آنجا نمايشنامه دسيسه و عشق را نوشت. سپس به مانهايم بازگشت و در پاييز ۱۷۸۳ به مدت يك سال نمايشنامه نويس تئاتر ملى دالبرگ را بر عهده گرفت. برعكس نمايشنامه رذايل، دسيسه و عشق، مورد تحسين و توجه تماشاگران مانهايمى قرار گرفت. از آنجا كه ديگر قرارداد شيلر در آن تئاتر تمديد نشد، مجدداً سفرهاى خود را آغاز كرد.او در مدتى كه در منزل كارمندى به نام كريستيان گاتفريد كورنر در لوشويتس واقع در ايالت زاكسن اقامت داشت، سرودى با نام به شادى نوشت كه در سال ۱۸۲۳ بتهوون آهنگى روى آن نواخت.در همان دوره (۱۷۸۶) نامه هاى فلسفى را براساس عقيده وحدت وجود نوشت. عشق ناكام او به هنريته فون آرنير عزم شيلر را مبنى بر سفر به وايمار راسخ تر كرد.

او در ۲۱ جولاى ۱۷۸۷ وارد اين شهر شد و با آشناى قديمى خود، شارلوته فون كالب كه او هم نويسنده بود، مجدداً ارتباط برقرار كرد و با هردر و ويلاند آشنا شد.بررسى موضوعات تاريخى و مقاله تحقيقى برخاسته از آن به نام تاريخ سقوط هلند متحد در مقابل دولت اسپانيا (۱۷۸۸) كه براساس سنت هاى روسو و ولتر نوشته شده بود كه پايان فشار و استبداد را حق طبيعى مردم مى دانستند، موجب شد كه شيلر در سال ۱۷۸۹ و با پادرميانى گوته به درجه پروفسورى تاريخ در ينا برسد. به علاوه شيلر، تاريخ جنگ سى ساله را در سه مجلد و طى سال هاى ۱۷۹۲ _ ۱۷۹۰ نوشت. در همين دوران بود كه شيلر بررسى و انديشه در مورد فلسفه ايده آليستى كانت را آغاز كرد.

شيلر در ۲۲ فوريه ۱۷۹۰ با خواهر كارولينه فون وولسوگن، به نام شارلوته فون لانگه فِلد ازدواج كرد.سال بعد مبتلا به بيمارى سختي شد كه مجبور شد از تدريس چشم پوشى كند.طى دهه نود قرن هجدهم آشنايى شيلر با گوته، كه ابتدا به نظر بسيار پيچيده و مشكل ساز مى رسيد، به دوستى صميمانه و سودمندى تبديل شد. اين واقعيت كه اتمام كار بخش اول فاوست گوته، براساس تشويق هاى شيلر بوده و در مقابل گوته هم شيلر را در سرودن قصايدش تشويق مى كرده است بيانگر اين حقيقت است كه اين دو شاعر متقابلاً براى يكديگر الهام بخش بوده اند.گفت وگوها، پروژه ها، نظريه ها و كارهاى مشترك انجام شده، سبك «كلاسيك وايمارى» را به وجود آورد كه براساس الگوهاى عهد عتيق و دوران رنسانس بود. سپس نمايشنامه هاى ماريا استوارت (۱۸۰۰)، باكره اورلئان (۱۸۰۱) و ويلهلم تل (۱۸۰۳) با سرعت زياد نوشته شدند.شيلر سرانجام در ۹ ماه مه ۱۸۰۵ در وايمار و در اثر عوارض بيمارى شديدى كه سال ها پيش مبتلا به آن شده بود،درگذشت او در دوران حيات و پس از مرگ هم – به خصوص به دليل دوستى با گوته _  همواره مورد احترام و تحسين قرار دارد. آثارش به عنوان آثار «كلاسيك» شناخته شده و به ندرت مورد انتقاد قرار گرفته است. از جمله تحسين كنندگان شيلر مى توان از توماس مان، برشت و داستايوفسكى نام برد.

آثار

نمايشنامه ها

  • راهزنان
  • توطئهٔ فيسكو از اهالي جنوا
  • نيرنگ و عشق
  • دون كارلوس
  • والنشتاين
  • ماريا استوارت
  • دوشيزهٔ اورلئان
  • عروسِ مسينا
  • ويلهلم تِل

آثار تاريخي

  • تاريخ انقلاب هلند
  • تاريخ جنگ سي‌ساله

نوشته هاي فلسفي

  • نامه‌هاي آگوستبورگ
  • دربارهٔ اشعار ساده‌لوحانه و احساسي
  • آزادي و دولت فرزانگي

مروري بر آثار و انديشه ها

شيلر يكي از فرهنگ سازان ، نويسندگان و شاعران بزرگ آلمان بوده است. بنا بر آنچه كه از اسناد مربوط به زندگي نامه ي شيلر به دست ما رسيده است ، او يكي از تاثير گذار ترين شخصيت هاي ادبي در آلمان محسوب مي شده است. او در حوزه هاي مختلفي دست به قلم شده است كه از ميان آنان مي توان به نمايشنامه نويسي ، شعر ، نويسندگي داستان و رمان و پژوهش هاي تاريخي و ادبي اشاره كرد.

در ادامه بخشي از ” چكامه ي شادي ” از فردريش شيلر را با هم مرور مي كنيم

شادي!

قانون جذب

هدف چيست


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۵ اسفند ۱۳۹۷ ] [ ۱۰:۴۹:۴۰ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

تاريخ نويسندگي ، فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود اين دشت ، نام هايي نهفته است كه هر كدام برگي از هويت و شناسنامه ي نويسندگي در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ي تاريخ زندگاني آنان و سيري در احوالات و آثار آنها ، نمايي هر چند كوتاه و گذرا ، اما عميق و قابل تامل به ما هديه مي كند.در دل هر يك از كلمات آنان ، گنجينه اي از رازها و معاني نهفته  است و در پياپي سطور پربار آنان ، رازهايي براي نويسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگي آنان است تا با ذهن و زبان آنان بيش از پيش آشنا شويم و از اين همصحبتي ها خوشه اي چند پي توشه ي نويسندگي خود برداريم.در اين برهه از زمان، دفتر زندگاني ” مولانا ” ، نويسنده و شاعري پارسي گوي و خالق اثر جاودانه “مثنوي معنوي” را ورق ميزنيم به اميد آنكه برگي چند به يادگار نصيب دوستداران خود كند.

زندگي نامه

در زندگي نامه مولانا جلال الدين محمد بلخي بيان شده است كه: او در ششم ربيع الاول سال 604 هجري قمري در بلخ ديده به جهان گشود. پدر وي مولانا محمدبن حسين خطيبي نام داشت كه به بهاء الدين ولد شهرت داشت، و نيز او را با لقب سلطان العلماء نيز مي شناختند. بهاء ولد از بزرگان  صوفيه و اعاظم عرفا بود و خرقۀ او به احمد غزالي مي پيوست. وي در علم عرفان و سلوك سابقه اي بسيار طويلي داشت و از آن رو كه ميانۀ خوبي با  بحث و جدال با ديگران نداشت و علم و معرفت واقعي را در سلوك دروني مي دانست و نه در مناقشات گفتاري،پرچمداران كلام و جدال با او از دشمني بسياري داشتند كه مي توان از جمله ي آنان از  فخرالدين رازي كه استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود نام برد و بيش از ديگر افراد شاه را بر ضد او برانگيخت.به درستي معلوم نيست كه سلطان العلماء در چه سالي از بلخ نقل مكان كرده ولي به هر حال جايي براي درنگ و تعلل نبوده و ظاهرا جلال الدين محمد 13سال داشت كه سلطان العلماء قصد هجرت كرده و آهنگ ترك بلخ و بلخيان كرده و با خود عهد بست كه تا زماني كه محمد خوارزمشاه بر تخت جهانباني نشسته به ديار خويش باز نگردد.پس از اين شهر به آن شهر و از اين ديار به ديار ديگر رفت و در طول اين سفر  با فريد الدين عطار نيشابوري نيز ديداري داشت و سرانجام علاء الدين كيقباد قاصدي براي او فرستاده و او را به شهر قونيه دعوت كرد. او از ابتداي ورود به قونيه مورد توجه ويژه عام و خاص قرار گرفت.در نهايت شمع وجود سلطان العلماء در حدود سال 628 هجري قمري خاموش شد و به ديار باقي شتافت.جسد وي در همان ديار قونيه به خاك سپرده شد. درآن زمان مولانا جلال الدين به تازگي به سن بيست و پنج سالگي رسيده بود و مريدان گرد او جمع شده و از او تقاضا كردند كه برمسند پدر تكيه زند و به وعظ و ارشاد مشغول گردد.

مطلب پيشنهادي :   احمد محمود و هر آنچه كه بايد درباره او بدانيد

سيد برهان الدين محقق ترمذي از مريدان صديق و پاكدل پدر مولانا بود و اولين فردي بود كه مولانا را به وادي طريقت راهنمايي كرد. او به صورتي كاملا ناگهاني قصد سفر كرده تابه ديدار مرشد خود سلطان العلماء در قونيه برسد. وي راه بسيار پيمود تا اينكه به قونيه رسيد و سراغ سلطان العلما را گرفت ولي از آنكه او يكسال پيش از اين خرقه تهي كرده و به ديار باقي شتافت.وقتي كه سيد توفيق  ديدار سلطان العلماء را به دست نياورد رو به مولانا كرد و گفت در درون من علومي است كه از پدر تو به من رسيده اين معاني و علوم  را از بنده بياموز تا خلف صدق پدر شود.مولانا نيز به فرمان سيد به رياضت پرداخت و به مدت نه سال با او همنشين بود و پس از آن برهان الدين فوت كرد.مولانا در حدود چهل سالگي به مردي عارف و دانشمند تبديل شده بود و مريدان و عامه مردم از او بهره ها مي بردند تا زماني كه قلندري گمنام و ژنده پوش به نام شمس الدين محمد بن ملك داد تبريزي روز شنبه 26 جمادي الآخر سنه 642 هجري قمري به قونيه آمد و با مولانا برخورد كرد و آفتاب ديدارش قلب و روح مولانا را زنده كرده و او را شيداي خويش كرد.روزي مولوي همانند هميشه با خرسندي و بي خيالي از راه بازار به خانه باز مي گشت كه به ناگاه عابري ناشناس از ميان خلق پيش وي آمده و با گستاخي و بي ادبي عنان فقيه و مدرس فقيد شهر را گرفت و در چشم هاي او خيره گشته و گستاخانه از او سؤالي پرسيد: صراف عالم معني، محمد (ص) برتر بود يا با يزيد بسطام؟مولانا كه عالي ترين مقام اوليا را از نازلترين مرتبۀ انبيا هم فروتر مي پنداشت با لحني خشن پاسخ داد: محمد(ص) سر حلقۀ انبياست با يزيد بسطام را با او چه نسبت؟اما درويش تاجر نما كه با اين سخن نشده بود بانگ برداشت: پس چرا آن يك (سبحانك ما عرفناك) گفت و اين يك (سبحاني ما اعظم شأني ) به زبان راند؟مولانا پي از اندكي تأمل پاسخ داد: با يزيد تنگ حوصله بود به يك جرعه عربده كرد. محمد (ص) دريانوش بود به يك جام عقل و سكون خود را از دست نداد. مولانا اين را گفت و به مرد ناشناس نگريست در نگاه سريعي كه در ميان آنان رد وبدل شد اين غريبگي به آشنايي تبديل گشت.شمس به مولانا گفته بود از راه دور و دراز به قصد جستجوي تو آمده ام اما با اين بار گران علم و پندارت چگونه به ملاقات الله مي تواني رسيد؟

ديدار شمس تبريزي و مولانا در حدود سال 642 هجري قمري رخ داده و او را چنان عاشق و شيدا كرد كه درس و وعظ را به كلي كنار گذاشته و از آن به بعد به شعر و ترانه و دف و سماع پرداخت و از همان دوران بود كه طبع لطيف او در شعر و شاعري نمايان گشته و به شروع به سرودن اشعار پر شور  عرفاني كرد. شمس تبريزي به مولانا چه چيزي گفت و چه چيزي ياد داد و چه فسانه و فسوني در درون او ساخت كه او را به كل دگرگون كرده و  معمايي است كه « كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را». اما نكته اي كه  واضح و روشن بوده اين است كه شمس مردي عالم و جهانديده بود و برخي به اشتباه گمان كرده اند كه او از دانش و فن بي بهره بوده است مقالات وي بهترين شاهد بر دانش و اطلاع وسيع او بر ادبيات، لغت، تفسير قرآن و عرفان است.آرام آرام حسادت مريدان ساده لوح برانگيخته شد و خود را نمايان كرد.آنان كه مشاهده مي كردند مولانا شيفته ي  ژنده پوشي گمنام شده و ديگر هيچ توجهي به آنها نمي كند به همين سبب شروع به فتنه جويي كردند و در آشكارا و پنهاني به شمس تبريزي ناسزا مي گفتند و به خون شمس تشنه بودند.

مطلب پيشنهادي :   زندگينامه محمدرضا كاتب

شمس تبريزي از اين گفتار و رفتار زننده ي مريدان مغرور و متعصب و آتشين قونويان رنجيده خاطر گشته و هيچ راهكاري جز كوچ از آن ديار نديد.به همين علت در روز پنجشنبه 21 شوّال سال 643 شهر قونيه را به قصد دمشق ترك گفت.شمس تبريزي در حجاب غيبت فرو شد و مولانا نيز در غم هجران شمس دچار بي قراري و ناآرامي گشت. مريدان كه دريافتند هجرت شمس نيز سبب آن نشد كه مولانا به آنان توجه كند با حزن و اندوه و پشيماني نزد وي آمدند و از او تقاضاي پوزش كردند.مولانا پسرش سلطان ولد را به همراه جمعي ديگر از دوستان به سوي دمشق روانه كرده تا شمس تبريزي را به قونيه باز گردانند. سلطان ولد هم به دستور پدر به همراه جمعي از ياران آهنگ سفر كرده و پس از تحمل مشقت هاي راه در نهايت پيك مولانا به شمس تبريزي دست پيدا كرده و  پيام جان سوز او را با احترام فراوان به شمس رساند و آن آفتاب جهانتاب نيت بازگشت به قونيه نمود. سلطان ولد به شكرانۀ اين نعمت بزرگ يك ماه پياده در ركاب شمس تبريزي راه پيمود تا آنكه كاروان به قونيه رسيدند و مولانا را از غم و اندوه بسيار رهاندند.مدتي پس از آن كار به همين ترتيب سپري گشته تا زماني كه دوباره آتش حسادت مريدان ساده لوح شعله ور گشته و توبه شكستند و شروع به  آزار و اذيت شمس كردند.شمس تبريزي كه از اين رفتار و كردار مريدان آزرده خاطر شد و كار تا ان جا بالا گرفت كه شمس شكايت خود را به نرد سلطان ولد برد:او مكررا اين سخنان را تكرار كرد و در نهايت بي هيچ خبري از قونيه رفت و براي هميشه ناپديد گشت.اينگونه بود كه  از تاريخ رحلت و چگونگي آن هيچ كسي اطلاع خاصي ندارد.مولانا در فراق شمس تبريزي دوباره بي قرار گشته و به يكباره عنان دل خود را از دست بداد و روز و شب به مشغول سماع و رقص گشته و حال زارو آشفتۀ او در شهر بر سر زبانها افتاد.مولوي  در هر زماني چه روز و چه شب در سماع رقصان شد بر زمين همانند چرخ گردان گشت.اين شيفتگي او بدانجا رسيد كه ديگر طاقت ماندن در قونيه را نداشت و قونيه را به مقصد شام و دمشق ترك كرد. مولانا در ديار دمشق هر چه تلاش كرده وبه جست و جو پرداخت موفق به يافتن شمس نشد و ناچار به قونيه بازگشت.

مطلب پيشنهادي :   ويليام گلسر و هر آنچه كه بايد از زندگي و آثارش بدانيد

در اين سير روحاني و سفر معنوي هر چند كه نتوانست جسم شمس تبريزي را بيابد ولي حقيقت وجود شمس را در خود يافت و بدان نكته پي برد كه آنچه به دنبال اوست در خود حاضر و متحقق شده است. اين سير روحاني در او سبب به وجود آمدن كمال مطلوب شده است. پس از آن مولانا به قونيه بازگشته و رقص و سماع را دوباره از سر گرفت و پيرو جوان و خاصو عام همانند ذره اي در آفتاب پر انوار او مي گشتند و چرخ مي زدند. مولانا سماع را به سان وسيله اي براي تمرين رهايي و گريز از همگان مي ديد. چيزي كه به روح او  كمك بسياري مي كرد تا در رهايي از آنچه او را مقيد در عالم حس و ماده مي دارد آرام آرام تا بام عالم قدس عروج نمايد.چندين سال همينگونه سپري گشته تا اينكه دوباره حال و هواي شمس در سرش افتاده و او را عازم دمشق كرد ولي هرچه تلاش كرد شمس را نيافت در نهايت چاره اي جز بازگشت به ديار خود نيافت.مدتها بود جسم پير و خستۀ مولانا جلال الدين بلخي درگير بيماري شده بود تا اينكه سرانجام اين آفتاب معنا درپي تبي سوزان در روز يكشنبه پنجم جمادي الآخر سال 672 هجري قمري ديده از اين دنياي فاني ببست.

آثار

  • مثنوي معنوي
  • ديوان شمس
  • فيه ما فيه
  • مجالس سبعه
  • مكتوبات

در ادامه نيز با يكديگر غزلي از مولانا را مطالعه مي كنيم :

آنك بي‌باده كند جان مرا مست كجاست

و آنك بيرون كند از جان و دلم دست كجاست

و آنك سوگند خورم جز به سر او نخورم

و آنك سوگند من و توبه‌ام اشكست كجاست

و آنك جان‌ها به سحر نعره زنانند از او

و آنك ما را غمش از جاي ببرده‌ست كجاست

جان جان‌ست وگر جاي ندارد چه عجب

اين كه جا مي‌طلبد در تن ما هست كجاست

غمزه چشم بهانه‌ست و زان سو هوسي‌ست

و آنك او در پس غمزه‌ست دل خست كجاست

پرده روشن دل بست و خيالات نمود

و آنك در پرده چنين پرده دل بست كجاست

عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد

و آنك او مست شد از چون و چرا رست كجاست

 

هدف چيست 

قانون جذب


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ ] [ ۱۰:۵۰:۵۳ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 0
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب