نگاهي نو براينوشتن
اين وبلاگ با موضوعيت نويسندگي و موفقيت مي باشد

همه ي آدم هاي روي كره ي زمين ، به طور ذاتي ، مجموعه اي از احساسات ، انرژي ها و افكار مثبت و منفي هستند.

اين يك قانون نا نوشته اما اثبات شده است كه هر فرد در هر لحظه از عمر خويش مجموعه اي از هر دو قطب انرژي ها ، يعني مثبت و منفي را همراه خود دارد ، اما اين ميان تنها مي توان به اين نكته اشاره كرد كه انتخاب ميان اين دو قطب و برگزيدن يكي به عنوان روش زندگي ، قانوني است كه تنها خود انسان مي تواند به آن جامه ي عمل بپوشاند.

شايد يكي از مسائلي كه امروزه بسيار ذهن مخاطبان ما و جامعه ي ما را درگير كرده است ، ذكر اين نكته است كه چرا جامعه به طور كلي در يك انرژي منفي فرو رفته است و يا چرا اشخاصي كه در جامعه ي ما زندگي مي كنند انرژي منفي را بيشتر از زيبايي ها و انرژي مثبت جذب مي كنند.

البته اين امر يك امر كاملا جامعه شناسانه است و در پاره اي از مسائل بحث هاي روان تحليل گري جامعه را نيز در بر مي گيرد 

اما مي توان با يك ديد فراتر از اين دو مسئله آن را از يك نگاه انسان شناسانه بررسي كرد و گفت كه انسان هايي كه هم اكنون در جامعه ي ما زندگي مي كنند و به قولي انرژي منفي را بيش از انرژي مثبت جذب مي كنند ، انسان هايي هستند كه اولا آموزش نديده اند كه چگونه از زندگي خود لذت ببرند و دوم آنكه هنگامي كه ما انتخاب هاي شخصي خودمان را وابسته به روحيات يك جامعه كنيم ، طبيعي است كه ما انرژي كلي جامعه را جذب كرده و جامعه  روي ما تاثير مي گذارد ، در حالي كه پيش تر از اين هم اشاره كرديم كه هر كدام از ما نياز به آن داريم كه يك انتخاب شخصي براي گزينش خط مشي چگونه زيستن در زندگي داشته باشيم.

از اين رو ما در اين مقاله قصد داريم كه شما را با يك مفهوم جديد آشنا كنيم و آن مفهومِ قانون جذب انرژي مثبت در زندگي است. شايد بسياري از شما اين واژه يعني انرژي مثبت را بارها شنيده باشيد اما ندانيد كه انرژي مثبت چيست و يا ارتباط ميان انرژي مثبت و كائنات در چيست. از اين رو نياز است كه ما بعنوان يك تيم مطالعاتي ، اين نياز روز جامعه را مورد تحقيق و بررسي قرار داده و در اين مقاله به شما آموزش هاي لازم در باب قانون جذب انرژي مثبت را بدهيم. اما پيش از آن مي خواهيم مروري داشته باشيم بر اين كه قانون جذب انرژي مثبت چيست ؟

قانون جذب انرژي مثبت چيست؟

يكي از سوالاتي كه بارها و بارها از ما پرسيده شده است ، ذكر اين نكته است كه انرژي مثبت چيست و چطور مي توان آن را جذب كرد و هميشه با انرژي مثبت زندگي كرد ؟

از اين رو ما پاسخ را تنها در واژه ي قانون جذب انرژي مثبت مي جوييم. به اين دليل كه هر آنچه كه شما در باب انرژي مثبت بگوييد ، به طور كلي در اين قانون يعني قانون جذب انرژي مثبت گنجانده مي شود و هيچ استثنايي نيز براي آن نمي توان قائل شد. اگر شما تنها اين عبارت يعني قانون جذب انرژي مثبت را به لحاظ زباني هم بررسي كنيد مي بيند كه دو واژه ي انرژي و مثبت به چه سان مي توانند راهنماي شما در زمينه ي قانون جذب انرژي مثبت باشند.

اگر بخواهيم خلاصه اي از تعريف خودمان را در باب قانون جذب انرژي مثبت خدمتتان ارائه بدهيم بايد بگوييم كه همه ي كائنات و هستي و هر آنچه كه در آن وجود دارند ، از قانون انرژي ها و يا در صورتي گسترده تر ارتعاش پيروي مي كنند. در واقع اين جهان و هر آنچه كه در اوست ، توسط يك انرژي عطيم اداره مي شود.

اين انرژي درجه بندي هاي گوناگون دارد و طيف هاي گسترده اي را نيز شامل مي شود ، اما به طور كلي مي توان اين طور گفت كه هر چيزي از خريد يك ماشين تا كسب بهترين مدارج علمي در جهان صاحب يك طيف انرژي است .

از اين ميان انسان ها ، بعنوان اشرف مخلوقات از نگاه دين و بعنوان قدرتمندترين موجود روي  كره ي زمين از نگاه علم ، اين قدرت را دارند كه خود را در معرض اين قانون ، يعني قانون انرژي ها قرار دهند و با استفاده از طيف انرژي هاي ارسالي به كائنات ، سيگنال هاي انرژي را دريافت كرده و در هر امري كه خواسته ي آن ها بوده است به موفقيت برسند.

از اين رو مي توانيم بگوييم كه اين انتخاب آزادانه براي انسان ها وجود دارد كه خودشان را در معرض قانون جذب انرژي مثبت بگذارند و اين قدرت نيز در انسان ها وجود دارد كه كانال هاي انرژي كائنات را در دست بگيرند و روي آن ها تاثير بگذارند.

پس بر هر انساني كه در روي كره ي زمين زندگي مي كند ، واجب ست كه روي زندگي خودش تاثير بگذارد و مسير زندگي خودش را ، خودش دردست بگيرد و به هيچ وجه نگذارد كه انرژي هاي منفي بر او قالب شوند.

به همين منطور است كه ما مي گوييم هر انساني مي تواند قانون جذب انرژي مثبت را به بهترين شكل ممكن در زندگي خود پياده كند. پس كافيست شما اصول مربوط به قانون جذب انرژي مثبت را ياد بگيريد و سپس با تمام انرژي هاي مثبت كه در درون شما به طريق قانون جذب انرژي مثبت جذب شده اند ، جهان خودتان را با تغيير روبرو كنيد و زندگي تان را با يك رويكرد مثبت و پر از موفقيت مواجه كنيد.

خب ، از تعاريف كه بگذريم ، بايد به سر وقت اصول و راهكارهايي برويم كه به شما بياموزد كه چگونه بر اساس قانون جذب انرژي مثبت  ، مثبت فكر كنيدو مثبت ها را جذب كنيد.

مشكلي كه شايد امروزه اصلي ترين مشكل و اساسي ترين مشكل در بين جوانان و حتي ميانسالان ما است ، ذكر اين نكته است كه آنان حتي اگر خواهان قانون جذب انرژي مثبت هم باشند ، نقطه ي شروع را نمي دانند و نمي دانند كه چطور بايد جذب انرژي مثبت را شروع كنند.

ما در اين مقاله تمامي راهكارهاي مقدماتي را به شما خواهيم آمووخت و به شما خواهيم گفت كه چگونه بر اساس قانون جذب انرژي مثبت ، مثبت انديشي را در درون خود نهادينه كنيد. اما بعد ، براي آنكه اين سطح از مثبت انديشي را درون خود به اوج برسانيد ، مي توانيد راهكارهاي گسترده تري را كه در مقاله ي مفصلي با عنوان قانون جذب وجود دارد را مطالعه كنيد.

راهكارها و اصول بهره گيري از قانون جذب انرژي مثبت

براي اينكه شما بيشترين بهره را از قانون جذب انرژي مثبت ببريد نياز داريد كه ابتدا يك درك و شناخت نسبت به انسان داشته باشيد. انسان تشكيل شده از روح و جسم است و زماني انسان مي تواند زندگي شاد ، مثبت و پر انرژي اي داشته باشد كه ميان اين دو بخش در وجود خود تعادلي ايجاد كند و هر دو را به يك رشد متعالي و حداقلي برساند.

از اين رو در مسئله ي قانون جذب انرژي مثبت نيز بايد به همين منوال ، يعني متعادل سازي ميان روح و جسم بپردازيم. از اين رو ما دستورها و راهكارهايي كه ميدهيم هم براي جسم و هم براي روح بوده و سعي كرده ايم كه نيازهاي حداقلي را در وجود شما بر بيانگيزيم.

مسائل روحي

اگر بخواهيم قانون جذب انرژي مثبت را در باب مسائل روحي بررسي كنيم ، بايد بگوييم كه منبع و منشا تمامي احساسات ما در روح ماست.

اگر روح ما نتواند سالم زيست كند و اگر روح ما اسير غم ها و انرژي هاي منفي شود ، آنگاه تمام ساز و كار احساس و انرژي وجود ما دچار خلل مي شود و ما به طور كلي از آنچه كه به آن زندگي سالم مي گوييم دورمي شويم.

براي اينكه بتوانيم اين انرژي مثبت را به روح خود هديه دهيم ، بايد يك سري از راهكارهاي لازم را در پيش بگيريم و به كمك آن قدم در راه قانون جذب انرژي مثبت بگذاريم.

1-آدم هاي منفي را از دور و برمان حذف كنيم

نخستين كار براي رسيدن به قانون جذب انرژي مثبت اين است كه ما روح مان را از انسان هايي كه روح آلوده و منفي دارند دور كنيم.

در حقيقت ، پاكسازي روح براي قانون جذب انرژي مثبت زماني به ثمر مي نشيند كه ما بتوانيم يك پاكسازي در اطرافيان خودمان داشته باشيم. قانون جذب انرژي مثبت به ما مي گويد كه براي رها ساختن روح از انرژي هاي منفي و غرق ساختن روح در انرژي هاي مثبت ما بايد ورودي هاي انرژي منفي كه مي تواند كلام ديگران ، معاشرت با ديگران و … باشد را از خودمان دور كنيم.

از سوي ديگر اما بايد افراد مثبت را جذب كنيم و با آن ها هم كلام شويم. البته اين را هم بگوييم كه وقتي شما افراد منفي را از خود دور مي كنيد و از سويي به قانون جذب انرژي مثبت اعتقاد داريد ، يقينا آدم هاي مثبت خودشان شما را پيدا مي كنند. اين افراد كساني هستند كه شما را در رسيدن به آنچه كه لياقتش را داريد راهنمايي مي كنند.

2-روي آنچه كه مي بينيد ، مي شنويد و مي خوانيد ، حساس باشيد

دومين گام براي غرق شدن در قانون جذب انرژي مثبت اين است كه شما نسبت به چيزهايي كه مي بينيد ، مي شنويد و مي خوانيد هوشيار باشيد و بدانيد كه دقيقا در معرض چه چيزي قرار داريد و چه چيزي در زندگي شما نقش اساسي را ايفا مي كند. شما بايد مراقب فيلمهايي كه مي بينيد باشيد ، شما بايد مراقب موسيقي هايي كه گوش ميدهيد باشيد ، شما بايد مراقب كتابهايي كه مي خوانيد نيز باشيد. هر كدام از اين ها ممكن است در صورت هاي مختلف شما را به سمت و سوي انرژي هاي منفي ببرند ، پس بايد بدانيد كه دقيقا كدام گزينه را انتخاب مي كنيد و آن را دقيق و به منظور جذب قانون جذب انرژي مثبت انتخاب كنيد. البته اين را هم بگوييم كه هر كدام از اين مورادي كه گفتيم ممكن است در شبكه هاي اجتماعي ، تماشاي تلويزيون و يا حتي اتفاقات روزمره هم اتفاق بيافتد ، پس هوشيار باشيد و بهترين ها را انتخاب كنيد.

3-روي خودتان هم كار كنيد!

پس از اينكه تمامي پاكسازي هاي بيروني را با توجه به قانون جذب انرژي مثبت انجام داديد ، نياز داريد كه روح و روان خودتان را نيز پاكسازي كنيد. البته به اين نكته نيز اشاره كنيم كه شماره ي گزينه ها به هيچ وجه تقدم و تاخر را در كار ها نشان نمي دهد ، بلكه شما هنگامي كه تصميم گرفتيد كه در معرض قانون جذب انرژي مثبت قرار بگيريد ، همه ي اين كارها را با اراده ي خودتان و به طور سلسله مراتبي مي توانيد انجام دهيد و همزماني آن ها بسته به اراده ي شما تقدم و تاخر پيدا مي كنند. اما بعد ، شما بايد حسابي روي خودتان كار كنيد. براي اينكه غرق در قانون جذب انرژي مثبت بشويد ، شما بايد هر روز خداوند را سپاس بگوييد و از سويي ديگر نيز هر چه كدورت در درون خويش داريد ، از بين ببريد و با جهان در يك صلح ابدي به سر ببريد.

مسائل جسمي

جسم سالم نيز يكي از مولفه هاي قانون جذب انرژي مثبت است. اگر انسان جسم سالمي نداشته باشد ، روحش نيز در عذاب است. پس شما بايد هميشه جسم تان را در معرض بهترين انتخاب هاي براي سالم ترين زيست ممكن روي كره ي خاكي بگذاريد و مراقب باشيد كه هيچ خللي در جسم تان بوجود نيايد. شايد شما هم بارها ديده باشيد ، پيرمرد و پيرزن هايي را كه با وجود گذر سن ، همچنان شاد و سرحال در پارك ها ورزش مي كنند و سراسر انرژي مثبت هستند.پس ياد بگيريم كه اگر از جسم خودمان محافطت كنيم به طبع از روحمان نيز محافظت كرده ايم.

1-ورزش كنيد

براي سالم نگه داشتن جسم آن هم بر اساس قانون جذب انرژي مثبت شما نياز داريد كه بطور روزانه ورزش كنيد. ورزش و تحرك باعث مي شود كه جسم شما نشاط را تجربه كند و باعث مي شود كه جسم شما به بهترين شكل ممكن پيام ها و سيگنال هاي انرژي سازي و انرژي بخشي را ارسال و دريافت كند. پس ورزش را از ياد نبريد. يادتان باشد كه حتما موقع ورزش كردن يك آهنگ پر انرژي هم گوش داده و سعي كنيد كه براي چند لحظه هم كه شده از زندگي خودتان تمام لذت را ببريد.

2-روي غذايتان تمركز كنيد

دومين گام براي بهره بردن جسمي از قانون جذب انرژي مثبت اين است كه مراقب خوراكتان باشيد. خوراك به طور مستقيم به جسم شما بستگي دارد. هر چند كه مي توان گفت كه خوراك روي روح هم تاثيرگذار است. اما بيشتر مسئله ، يك مسئله ي جسمي است. پس تا مي توانيد خوراكتان را كنترل كنيد و بشقاب هاي خوراك تان را بيشتر به سمت رنگ سبز ببريد و سبززيجات و ميوه ها را به شدت استفاده كنيد. تا سعي داريد طراوات را با خوردن غذاهاي طبيعي بالا ببريد.

 

منبع: محمدرضا تيموري


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۹ اسفند ۱۳۹۷ ] [ ۱۱:۲۶:۳۶ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

فردريش شيلر │ صد نويسنده برتر جهان

تاريخ نويسندگي ، فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود اين دشت ، نام هايي نهفته است كه هر كدام برگي از هويت و شناسنامه ي نويسندگي در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ي تاريخ زندگاني آنان و سيري در احوالات و آثار آنها ، نمايي هر چند كوتاه و گذرا ، اما عميق و قابل تامل به ما هديه مي كند.در دل هر يك از كلمات آنان ، گنجينه اي از رازها و معاني نهفته  است و در پياپي سطور پربار آنان ، رازهايي براي نويسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگي آنان است تا با ذهن و زبان آنان بيش از پيش آشنا شويم و از اين همصحبتي ها خوشه اي چند پي توشه ي نويسندگي خود برداريم.در اين برهه از زمان، دفتر زندگاني ” فردريش شيلر” ، نويسنده ي آلماني و خالق كتاب” تاريخ جنگ سي‌ساله” را ورق ميزنيم به اميد آنكه برگي چند به يادگار نصيب دوستداران خود كند.

زندگي نامه

يوهان كريستف فريدريش فون شيلر در دهم نوامبر ۱۷۵۹ در مارباخ آلمان چشم به جهان گشود. وى همراه گوته شاعر معروف آلماني سبك «كلاسيك وايمارى» را بنيان گذاري كرد. از آن جهت كه شيلر معيارهاى تازه اى براى درام نويسى به زبان آلماني وارد كرد، امروزه يكى از چهره هاى مهم تاريخ ادبيات آلمان به شمار مي رود.

به دستور دوك كارل آگوست فريدريش شيلر مجبور شد از سال ۱۷۷۳ به مدرسه نظامى برود كه در آنجا كارآموزى جوانان را با جديت و سختگيرى هرچه تمام تر برعهده داشتند. اما در همان سال وارد دانشكده حقوق شد و در سپس سال ۱۷۷۵ تحصيل در رشته پزشكى را آغاز كرد.در اين سال ها و تحت تاثير كلوپ اشتوك و لسينگ نخستين آثار شعرگونه و درام خود را نوشت.شيلر در سال ۱۷۷۷ تحت تاثير افكار روشنگرانه و طرد استبداد، درام سارقين خود را به رشته تحرير دراورد و در ۱۷۸۰ رساله دكترى خود را با عنوان كوششى در مورد ارتباط خوى حيوانى انسان با روح اش كه تاثير متقابل جسم و روح را بررسى مى كرد نوشت.از همان سال و ضمن فعاليت در سمت پزشك گردان در اشتوتگارت زندگى بى بند و بارى را داشت.هنگامى كه دوك نوشتن هر گونه مطلبى را براى او ممنوع اعلام كرد، ابتدا به مانهايم سپس به فرانكفورتِ ماين و از آنجا به اوگرزهايم فرار كرد.

بالاخره كارولينه فون وولسوگن كه او نيز نويسنده بود،شيلر را كه به لحاظ اقتصادى و روحى در وضعيت نامطلوبي قرار داشت، در ملك خود به نام باوئرباخ واقع در ماينينگن پذيرفت. شيلر در آنجا نمايشنامه دسيسه و عشق را نوشت. سپس به مانهايم بازگشت و در پاييز ۱۷۸۳ به مدت يك سال نمايشنامه نويس تئاتر ملى دالبرگ را بر عهده گرفت. برعكس نمايشنامه رذايل، دسيسه و عشق، مورد تحسين و توجه تماشاگران مانهايمى قرار گرفت. از آنجا كه ديگر قرارداد شيلر در آن تئاتر تمديد نشد، مجدداً سفرهاى خود را آغاز كرد.او در مدتى كه در منزل كارمندى به نام كريستيان گاتفريد كورنر در لوشويتس واقع در ايالت زاكسن اقامت داشت، سرودى با نام به شادى نوشت كه در سال ۱۸۲۳ بتهوون آهنگى روى آن نواخت.در همان دوره (۱۷۸۶) نامه هاى فلسفى را براساس عقيده وحدت وجود نوشت. عشق ناكام او به هنريته فون آرنير عزم شيلر را مبنى بر سفر به وايمار راسخ تر كرد.

او در ۲۱ جولاى ۱۷۸۷ وارد اين شهر شد و با آشناى قديمى خود، شارلوته فون كالب كه او هم نويسنده بود، مجدداً ارتباط برقرار كرد و با هردر و ويلاند آشنا شد.بررسى موضوعات تاريخى و مقاله تحقيقى برخاسته از آن به نام تاريخ سقوط هلند متحد در مقابل دولت اسپانيا (۱۷۸۸) كه براساس سنت هاى روسو و ولتر نوشته شده بود كه پايان فشار و استبداد را حق طبيعى مردم مى دانستند، موجب شد كه شيلر در سال ۱۷۸۹ و با پادرميانى گوته به درجه پروفسورى تاريخ در ينا برسد. به علاوه شيلر، تاريخ جنگ سى ساله را در سه مجلد و طى سال هاى ۱۷۹۲ _ ۱۷۹۰ نوشت. در همين دوران بود كه شيلر بررسى و انديشه در مورد فلسفه ايده آليستى كانت را آغاز كرد.

شيلر در ۲۲ فوريه ۱۷۹۰ با خواهر كارولينه فون وولسوگن، به نام شارلوته فون لانگه فِلد ازدواج كرد.سال بعد مبتلا به بيمارى سختي شد كه مجبور شد از تدريس چشم پوشى كند.طى دهه نود قرن هجدهم آشنايى شيلر با گوته، كه ابتدا به نظر بسيار پيچيده و مشكل ساز مى رسيد، به دوستى صميمانه و سودمندى تبديل شد. اين واقعيت كه اتمام كار بخش اول فاوست گوته، براساس تشويق هاى شيلر بوده و در مقابل گوته هم شيلر را در سرودن قصايدش تشويق مى كرده است بيانگر اين حقيقت است كه اين دو شاعر متقابلاً براى يكديگر الهام بخش بوده اند.گفت وگوها، پروژه ها، نظريه ها و كارهاى مشترك انجام شده، سبك «كلاسيك وايمارى» را به وجود آورد كه براساس الگوهاى عهد عتيق و دوران رنسانس بود. سپس نمايشنامه هاى ماريا استوارت (۱۸۰۰)، باكره اورلئان (۱۸۰۱) و ويلهلم تل (۱۸۰۳) با سرعت زياد نوشته شدند.شيلر سرانجام در ۹ ماه مه ۱۸۰۵ در وايمار و در اثر عوارض بيمارى شديدى كه سال ها پيش مبتلا به آن شده بود،درگذشت او در دوران حيات و پس از مرگ هم – به خصوص به دليل دوستى با گوته _  همواره مورد احترام و تحسين قرار دارد. آثارش به عنوان آثار «كلاسيك» شناخته شده و به ندرت مورد انتقاد قرار گرفته است. از جمله تحسين كنندگان شيلر مى توان از توماس مان، برشت و داستايوفسكى نام برد.

آثار

نمايشنامه ها

  • راهزنان
  • توطئهٔ فيسكو از اهالي جنوا
  • نيرنگ و عشق
  • دون كارلوس
  • والنشتاين
  • ماريا استوارت
  • دوشيزهٔ اورلئان
  • عروسِ مسينا
  • ويلهلم تِل

آثار تاريخي

  • تاريخ انقلاب هلند
  • تاريخ جنگ سي‌ساله

نوشته هاي فلسفي

  • نامه‌هاي آگوستبورگ
  • دربارهٔ اشعار ساده‌لوحانه و احساسي
  • آزادي و دولت فرزانگي

مروري بر آثار و انديشه ها

شيلر يكي از فرهنگ سازان ، نويسندگان و شاعران بزرگ آلمان بوده است. بنا بر آنچه كه از اسناد مربوط به زندگي نامه ي شيلر به دست ما رسيده است ، او يكي از تاثير گذار ترين شخصيت هاي ادبي در آلمان محسوب مي شده است. او در حوزه هاي مختلفي دست به قلم شده است كه از ميان آنان مي توان به نمايشنامه نويسي ، شعر ، نويسندگي داستان و رمان و پژوهش هاي تاريخي و ادبي اشاره كرد.

در ادامه بخشي از ” چكامه ي شادي ” از فردريش شيلر را با هم مرور مي كنيم

شادي!

قانون جذب

هدف چيست


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۵ اسفند ۱۳۹۷ ] [ ۱۰:۴۹:۴۰ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

تاريخ نويسندگي ، فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود اين دشت ، نام هايي نهفته است كه هر كدام برگي از هويت و شناسنامه ي نويسندگي در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ي تاريخ زندگاني آنان و سيري در احوالات و آثار آنها ، نمايي هر چند كوتاه و گذرا ، اما عميق و قابل تامل به ما هديه مي كند.در دل هر يك از كلمات آنان ، گنجينه اي از رازها و معاني نهفته  است و در پياپي سطور پربار آنان ، رازهايي براي نويسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگي آنان است تا با ذهن و زبان آنان بيش از پيش آشنا شويم و از اين همصحبتي ها خوشه اي چند پي توشه ي نويسندگي خود برداريم.در اين برهه از زمان، دفتر زندگاني ” مولانا ” ، نويسنده و شاعري پارسي گوي و خالق اثر جاودانه “مثنوي معنوي” را ورق ميزنيم به اميد آنكه برگي چند به يادگار نصيب دوستداران خود كند.

زندگي نامه

در زندگي نامه مولانا جلال الدين محمد بلخي بيان شده است كه: او در ششم ربيع الاول سال 604 هجري قمري در بلخ ديده به جهان گشود. پدر وي مولانا محمدبن حسين خطيبي نام داشت كه به بهاء الدين ولد شهرت داشت، و نيز او را با لقب سلطان العلماء نيز مي شناختند. بهاء ولد از بزرگان  صوفيه و اعاظم عرفا بود و خرقۀ او به احمد غزالي مي پيوست. وي در علم عرفان و سلوك سابقه اي بسيار طويلي داشت و از آن رو كه ميانۀ خوبي با  بحث و جدال با ديگران نداشت و علم و معرفت واقعي را در سلوك دروني مي دانست و نه در مناقشات گفتاري،پرچمداران كلام و جدال با او از دشمني بسياري داشتند كه مي توان از جمله ي آنان از  فخرالدين رازي كه استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود نام برد و بيش از ديگر افراد شاه را بر ضد او برانگيخت.به درستي معلوم نيست كه سلطان العلماء در چه سالي از بلخ نقل مكان كرده ولي به هر حال جايي براي درنگ و تعلل نبوده و ظاهرا جلال الدين محمد 13سال داشت كه سلطان العلماء قصد هجرت كرده و آهنگ ترك بلخ و بلخيان كرده و با خود عهد بست كه تا زماني كه محمد خوارزمشاه بر تخت جهانباني نشسته به ديار خويش باز نگردد.پس از اين شهر به آن شهر و از اين ديار به ديار ديگر رفت و در طول اين سفر  با فريد الدين عطار نيشابوري نيز ديداري داشت و سرانجام علاء الدين كيقباد قاصدي براي او فرستاده و او را به شهر قونيه دعوت كرد. او از ابتداي ورود به قونيه مورد توجه ويژه عام و خاص قرار گرفت.در نهايت شمع وجود سلطان العلماء در حدود سال 628 هجري قمري خاموش شد و به ديار باقي شتافت.جسد وي در همان ديار قونيه به خاك سپرده شد. درآن زمان مولانا جلال الدين به تازگي به سن بيست و پنج سالگي رسيده بود و مريدان گرد او جمع شده و از او تقاضا كردند كه برمسند پدر تكيه زند و به وعظ و ارشاد مشغول گردد.

مطلب پيشنهادي :   احمد محمود و هر آنچه كه بايد درباره او بدانيد

سيد برهان الدين محقق ترمذي از مريدان صديق و پاكدل پدر مولانا بود و اولين فردي بود كه مولانا را به وادي طريقت راهنمايي كرد. او به صورتي كاملا ناگهاني قصد سفر كرده تابه ديدار مرشد خود سلطان العلماء در قونيه برسد. وي راه بسيار پيمود تا اينكه به قونيه رسيد و سراغ سلطان العلما را گرفت ولي از آنكه او يكسال پيش از اين خرقه تهي كرده و به ديار باقي شتافت.وقتي كه سيد توفيق  ديدار سلطان العلماء را به دست نياورد رو به مولانا كرد و گفت در درون من علومي است كه از پدر تو به من رسيده اين معاني و علوم  را از بنده بياموز تا خلف صدق پدر شود.مولانا نيز به فرمان سيد به رياضت پرداخت و به مدت نه سال با او همنشين بود و پس از آن برهان الدين فوت كرد.مولانا در حدود چهل سالگي به مردي عارف و دانشمند تبديل شده بود و مريدان و عامه مردم از او بهره ها مي بردند تا زماني كه قلندري گمنام و ژنده پوش به نام شمس الدين محمد بن ملك داد تبريزي روز شنبه 26 جمادي الآخر سنه 642 هجري قمري به قونيه آمد و با مولانا برخورد كرد و آفتاب ديدارش قلب و روح مولانا را زنده كرده و او را شيداي خويش كرد.روزي مولوي همانند هميشه با خرسندي و بي خيالي از راه بازار به خانه باز مي گشت كه به ناگاه عابري ناشناس از ميان خلق پيش وي آمده و با گستاخي و بي ادبي عنان فقيه و مدرس فقيد شهر را گرفت و در چشم هاي او خيره گشته و گستاخانه از او سؤالي پرسيد: صراف عالم معني، محمد (ص) برتر بود يا با يزيد بسطام؟مولانا كه عالي ترين مقام اوليا را از نازلترين مرتبۀ انبيا هم فروتر مي پنداشت با لحني خشن پاسخ داد: محمد(ص) سر حلقۀ انبياست با يزيد بسطام را با او چه نسبت؟اما درويش تاجر نما كه با اين سخن نشده بود بانگ برداشت: پس چرا آن يك (سبحانك ما عرفناك) گفت و اين يك (سبحاني ما اعظم شأني ) به زبان راند؟مولانا پي از اندكي تأمل پاسخ داد: با يزيد تنگ حوصله بود به يك جرعه عربده كرد. محمد (ص) دريانوش بود به يك جام عقل و سكون خود را از دست نداد. مولانا اين را گفت و به مرد ناشناس نگريست در نگاه سريعي كه در ميان آنان رد وبدل شد اين غريبگي به آشنايي تبديل گشت.شمس به مولانا گفته بود از راه دور و دراز به قصد جستجوي تو آمده ام اما با اين بار گران علم و پندارت چگونه به ملاقات الله مي تواني رسيد؟

ديدار شمس تبريزي و مولانا در حدود سال 642 هجري قمري رخ داده و او را چنان عاشق و شيدا كرد كه درس و وعظ را به كلي كنار گذاشته و از آن به بعد به شعر و ترانه و دف و سماع پرداخت و از همان دوران بود كه طبع لطيف او در شعر و شاعري نمايان گشته و به شروع به سرودن اشعار پر شور  عرفاني كرد. شمس تبريزي به مولانا چه چيزي گفت و چه چيزي ياد داد و چه فسانه و فسوني در درون او ساخت كه او را به كل دگرگون كرده و  معمايي است كه « كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را». اما نكته اي كه  واضح و روشن بوده اين است كه شمس مردي عالم و جهانديده بود و برخي به اشتباه گمان كرده اند كه او از دانش و فن بي بهره بوده است مقالات وي بهترين شاهد بر دانش و اطلاع وسيع او بر ادبيات، لغت، تفسير قرآن و عرفان است.آرام آرام حسادت مريدان ساده لوح برانگيخته شد و خود را نمايان كرد.آنان كه مشاهده مي كردند مولانا شيفته ي  ژنده پوشي گمنام شده و ديگر هيچ توجهي به آنها نمي كند به همين سبب شروع به فتنه جويي كردند و در آشكارا و پنهاني به شمس تبريزي ناسزا مي گفتند و به خون شمس تشنه بودند.

مطلب پيشنهادي :   زندگينامه محمدرضا كاتب

شمس تبريزي از اين گفتار و رفتار زننده ي مريدان مغرور و متعصب و آتشين قونويان رنجيده خاطر گشته و هيچ راهكاري جز كوچ از آن ديار نديد.به همين علت در روز پنجشنبه 21 شوّال سال 643 شهر قونيه را به قصد دمشق ترك گفت.شمس تبريزي در حجاب غيبت فرو شد و مولانا نيز در غم هجران شمس دچار بي قراري و ناآرامي گشت. مريدان كه دريافتند هجرت شمس نيز سبب آن نشد كه مولانا به آنان توجه كند با حزن و اندوه و پشيماني نزد وي آمدند و از او تقاضاي پوزش كردند.مولانا پسرش سلطان ولد را به همراه جمعي ديگر از دوستان به سوي دمشق روانه كرده تا شمس تبريزي را به قونيه باز گردانند. سلطان ولد هم به دستور پدر به همراه جمعي از ياران آهنگ سفر كرده و پس از تحمل مشقت هاي راه در نهايت پيك مولانا به شمس تبريزي دست پيدا كرده و  پيام جان سوز او را با احترام فراوان به شمس رساند و آن آفتاب جهانتاب نيت بازگشت به قونيه نمود. سلطان ولد به شكرانۀ اين نعمت بزرگ يك ماه پياده در ركاب شمس تبريزي راه پيمود تا آنكه كاروان به قونيه رسيدند و مولانا را از غم و اندوه بسيار رهاندند.مدتي پس از آن كار به همين ترتيب سپري گشته تا زماني كه دوباره آتش حسادت مريدان ساده لوح شعله ور گشته و توبه شكستند و شروع به  آزار و اذيت شمس كردند.شمس تبريزي كه از اين رفتار و كردار مريدان آزرده خاطر شد و كار تا ان جا بالا گرفت كه شمس شكايت خود را به نرد سلطان ولد برد:او مكررا اين سخنان را تكرار كرد و در نهايت بي هيچ خبري از قونيه رفت و براي هميشه ناپديد گشت.اينگونه بود كه  از تاريخ رحلت و چگونگي آن هيچ كسي اطلاع خاصي ندارد.مولانا در فراق شمس تبريزي دوباره بي قرار گشته و به يكباره عنان دل خود را از دست بداد و روز و شب به مشغول سماع و رقص گشته و حال زارو آشفتۀ او در شهر بر سر زبانها افتاد.مولوي  در هر زماني چه روز و چه شب در سماع رقصان شد بر زمين همانند چرخ گردان گشت.اين شيفتگي او بدانجا رسيد كه ديگر طاقت ماندن در قونيه را نداشت و قونيه را به مقصد شام و دمشق ترك كرد. مولانا در ديار دمشق هر چه تلاش كرده وبه جست و جو پرداخت موفق به يافتن شمس نشد و ناچار به قونيه بازگشت.

مطلب پيشنهادي :   ويليام گلسر و هر آنچه كه بايد از زندگي و آثارش بدانيد

در اين سير روحاني و سفر معنوي هر چند كه نتوانست جسم شمس تبريزي را بيابد ولي حقيقت وجود شمس را در خود يافت و بدان نكته پي برد كه آنچه به دنبال اوست در خود حاضر و متحقق شده است. اين سير روحاني در او سبب به وجود آمدن كمال مطلوب شده است. پس از آن مولانا به قونيه بازگشته و رقص و سماع را دوباره از سر گرفت و پيرو جوان و خاصو عام همانند ذره اي در آفتاب پر انوار او مي گشتند و چرخ مي زدند. مولانا سماع را به سان وسيله اي براي تمرين رهايي و گريز از همگان مي ديد. چيزي كه به روح او  كمك بسياري مي كرد تا در رهايي از آنچه او را مقيد در عالم حس و ماده مي دارد آرام آرام تا بام عالم قدس عروج نمايد.چندين سال همينگونه سپري گشته تا اينكه دوباره حال و هواي شمس در سرش افتاده و او را عازم دمشق كرد ولي هرچه تلاش كرد شمس را نيافت در نهايت چاره اي جز بازگشت به ديار خود نيافت.مدتها بود جسم پير و خستۀ مولانا جلال الدين بلخي درگير بيماري شده بود تا اينكه سرانجام اين آفتاب معنا درپي تبي سوزان در روز يكشنبه پنجم جمادي الآخر سال 672 هجري قمري ديده از اين دنياي فاني ببست.

آثار

  • مثنوي معنوي
  • ديوان شمس
  • فيه ما فيه
  • مجالس سبعه
  • مكتوبات

در ادامه نيز با يكديگر غزلي از مولانا را مطالعه مي كنيم :

آنك بي‌باده كند جان مرا مست كجاست

و آنك بيرون كند از جان و دلم دست كجاست

و آنك سوگند خورم جز به سر او نخورم

و آنك سوگند من و توبه‌ام اشكست كجاست

و آنك جان‌ها به سحر نعره زنانند از او

و آنك ما را غمش از جاي ببرده‌ست كجاست

جان جان‌ست وگر جاي ندارد چه عجب

اين كه جا مي‌طلبد در تن ما هست كجاست

غمزه چشم بهانه‌ست و زان سو هوسي‌ست

و آنك او در پس غمزه‌ست دل خست كجاست

پرده روشن دل بست و خيالات نمود

و آنك در پرده چنين پرده دل بست كجاست

عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد

و آنك او مست شد از چون و چرا رست كجاست

 

هدف چيست 

قانون جذب


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ ] [ ۱۰:۵۰:۵۳ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

نادر ابراهيمي

نادر ابراهيمي │ صد نويسنده برتر جهان

تاريخ نويسندگي ، فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود اين دشت ، نام هايي نهفته است كه هر كدام برگي از هويت و شناسنامه ي نويسندگي در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ي تاريخ زندگاني آنان و سيري در احوالات و آثار آنها ، نمايي هر چند كوتاه و گذرا ، اما عميق و قابل تامل به ما هديه مي كند.در دل هر يك از كلمات آنان ، گنجينه اي از رازها و معاني نهفته  است و در پياپي سطور پربار آنان ، رازهايي براي نويسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگي آنان است تا با ذهن و زبان آنان بيش از پيش آشنا شويم و از اين همصحبتي ها خوشه اي چند پي توشه ي نويسندگي خود برداريم.در اين برهه از زمان، دفتر زندگاني ” نادر ابراهيمي ” ، نويسنده ي ايراني و خالق كتاب” يك عاشقانه ي آرام ” را ورق ميزنيم به اميد آنكه برگي چند به يادگار نصيب دوستداران خود كند.

زندگي نامه

نادر ابراهيمي در ۱۴ فروردين سال ۱۳۱۵ در تهران چشم به دنيا گشود. در باب خاندان وي چنين بايد گفت كه وي پدرش عطاءالمُلك ابراهيمي، فرزندِ آجودان حضور و از نوادگانِ ابراهيم خان ظهيرالدوله، حاكم نامدارِ كرمان در عصر قاجار بود، كه رضاشاه پهلوي او را، ضمنِ خلعِ درجه از كرمان به مشكين شهر تبعيد نمود، كه هنوز قلمستاني به نام او در حومهٔ مشكين شهر وجود دارد كه اهالي آن منطقه آن را  (قلمستان عطا) مي نامند و هنوز فاميل او (ابراهيمي‌هاي كرمان) در شهر و استان كرمان شناخته شده و مشهور هستند.

مادرِ نادر ابراهيمي هم از لاريجاني‌هاي مقيم تهران به‌شمار مي‌آمد. نادر ابراهيمي تحصيلات مقدماتي خود را در زادگاهش يعني شهر تهران گذراند و پس از گرفتن ديپلم ادبي از دبيرستان دارالفنون، به دانشكدهٔ حقوق وارد شد. اما اين دانشكده را پس از دو سال رها كرد ، چرا كه ميل و اشتياق قلبي او به ادبيات بود و سپس در رشتهٔ زبان و ادبيات انگليسي به درجهٔ ليسانس رسيد. او از ۱۳ سالگي به يك سازمان سياسي پيوست كه بارها دستگيري، بازجويي و زندان رفتن را برايش در پي داشت. ارايهٔ فهرست كاملي از شغل‌هاي ابراهيمي، كار دشواري است. او خود در دو كتاب “ابن مشغله” و “ابوالمشاغل” ضمن شرح وقايع زندگي، به فعاليت‌هاي گوناگون خود نيز پرداخته‌است. از جملهٔ شغل‌هاي او بوده‌است: كمك كارگري تعميرگاه سيار در تركمن‌صحرا، كارگري چاپخانه، حسابداري و تحويلداري بانك، صفحه‌بندي روزنامه و مجله و كارهاي چاپ ديگر، ميرزايي يك حجرهٔ فرش در بازار، مترجمي و ويراستاري، ايران‌شناسي عملي و چاپ مقاله‌هاي ايران‌شناختي، فيلمسازي مستند و سينمايي، مصور كردن كتاب‌هاي كودكان، مديريت يك كتاب‌فروشي، خطاطي، نقاشي و نقاشي روي روسري و لباس، تدريس در دانشگاه‌ها و… .نادر ابراهيمي در راه رسيدن به آنچه مطلوبش بود از هيچ كاري دريغ نكرد. گمان او بر اين بود كه روزگاري دوارن غم سر خواهد آمد و روزگاري نيك براي او و نوشته هايش رقم خواهد خورد.

در تمام سال‌هاي پركار و بي‌كار يا وقت‌هايي كه در زندان به‌سر مي‌برد، نوشتن را ـ كه از ۱۵ سالگي آغاز كرده بود ـ كنار نگذاشت. در سال ۱۳۴۲ نخستين كتاب خود را با عنوان “خانه‌اي براي شب” را در نشر روزبهان به چاپ رسانيد كه داستان “دشنام” در آن با استقبالي چشمگير مواجه شد. تا سال ۱۳۸۰ علاوه بر صدها مقالهٔ تحقيقي و نقد، بيش از صد كتاب از او چاپ و منتشر شده‌است كه دربرگيرندهٔ داستان بلند (رمان) و كوتاه، كتاب كودك و نوجوان، نمايش‌نامه، فيلم‌نامه و پژوهش در زمينه‌هاي گوناگون است. ضمن آن‌كه چند اثرش به زبان‌هاي مختلف دنيا برگردانده شده‌است.

نادر ابراهيمي چندين فيلم مستند و سينمايي و همچنين دو مجموعهٔ تلويزيوني را نوشته و كارگرداني كرده، و آهنگ‌ها و ترانه‌هايي براي آن‌ها ساخته‌است. او همچنين توانسته‌است نخستين مؤسسهٔ غيرانتفاعي ـ غيردولتي ايران‌شناسي را تأسيس كند؛ كه هزينه و زحمت‌هاي فراواني براي سفر، تهيهٔ فيلم و عكس و اسلايد از سراسر ايران و بايگاني كردن آن‌ها صرف كرد؛ ولي چنان‌كه بايد، شناخته و به‌كار گرفته نشد و با فرارسيدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.او فعاليت حرفه‌اي خود را در زمينهٔ ادبيات كودكان، با تأسيس “مؤسسهٔ همگام با كودكان و نوجوانان” با همكاري همسرش ، در آن مؤسسه متمركز كرد. اين مؤسسه، به‌منظور مطالعه در زمينهٔ مسائل مربوط به كودكان و نوجوانان برپا شد و فعاليتش را در حيطهٔ نوشتن، چاپ و پخش كتاب، نقاشي، عكاسي، و پژوهش دربارهٔ خلق‌وخو، رفتار و زبان كودكان و نيز بررسي شيوه‌هاي يادگيري آنان دنبال كرد. آنچه هدف اصلي ابراهيمي و همسرش بود ، ذكر اين نكته بود كه وي تمام عمر خود را صرف تربيت فرزنداني كند كه براي اين آب و خاك مفيد باشند . “همگام” عنوان “ناشر برگزيدهٔ آسيا” و “ناشر برگزيدهٔ نخست جهان” را از جشنواره‌هاي آسيايي و جهاني تصويرگري كتاب كودك دريافت كرد.

قانون جذب
هدف چيست

0
 

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۱ اسفند ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۵۳:۳۱ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]

چگونه يك نامه عاشقانه بنويسيم ؟

همه ي ما در زندگي مان حداقل يكبار را عاشق شده ايم. عشق بزرگترين نعمتي است كه خداوند به انسان ها عطا كرده است تا بتوانند كنار يكديگر در كمال صلح ، صفا و محبت زندگي كنند. هر موقع كه صحبت از عشق به ميان مي آيد ، آدمي ياد خاطرات دوران عاشقي و  بگير و ببندهاي روزگار عاشقي اش مي افتد. عشق در دوره هاي مختلف شكل هاي مختلف داشته است. بعنوان مثال اگر بخواهيم همين حالا از پدر و مادرهايمان بپرسيم كه شما چطور عاشق شديد ، مطمئنا نيمي از آنها به شما خواهند گفت كه اصلا تا قبل از ازدواجشان همديگر را نديده اند و نيمي ديگر نيز خواهند گفت كه همديگر را در فاميل ديده اند و يا نشان كرده ي هم بوده اند و هزاران ماجرايي كه ديگر امروز حتي ردي از آنها هم نيست. اما ما نمي خواهيم راجع به تاريخ عشق در دنيا حرف بزنيم ، بلكه همه ي اين ها را گفتيم كه به نامه عاشقانهبرسيم. بله ، نامه عاشقانه. نامه عاشقانه، نخستين ابزار ارتباطي عاشقان در تاريخ و علي الخصوص در اين چند دهه ي اخير بوده است. پس از آنكه دوره ي ازدواج هاي سنتي تمام شد و پاي جوانان به تكنولوژي و دانشگاه ها و اجتماع باز شد ، عاشقي هم شيوه اي ديگر پيدا كرد و بيان آن هم براي خودش ماجراهايي ديگر را به همراه آورد. در طول اين سالها ، به جرئت مي توان گفت كه روزگار عشق و عاشقي مدام در ميان جوانان شكل هاي گوناگون به خود گرفته است و با رشد تكنولوژي ها و صد البته آزادي هاي اجتماعي ، هر كدام از جوانان ما و ( صد البته جوان دل هاي ميانسال و كهنسال ما ) نيز به عشق نگاه ديگري پيدا كرده اند. اما از هر سويي كه به قضيه ي عشق نگاه مي كنيم ، در مي يابيم كه نامه عاشقانهدر گير و دار اين دنياي ارتباطات ، مدرنيته و اين همه وسيله ي هوشمند هيچگاه حذف نگرديده و همچنان استوار جايگاه خود را در دل و جان عاشقان حفظ كرده است.نامه عاشقانههنوز هنوزه يكي از در دسترس ترين راه هاي ارتباطي ميان عاشق و معشوق است. شايد اين روزها بسياري از افراد ديگر نام نامه عاشقانهرا نشنيده باشند و يا اينكه اگر به پيش شان از نامه هاي عاشقانه بگوييد ، پوزخندي تحويلتان بدهند و بگويند :" مگر هنوز هم كسي نامه عاشقانهمي نويسد؟ ". در جواب اين افراد بايد بگوييم كه :" بله ، هنوز هم نامه عاشقانهمي نويسند و نه تنها از تعداد نامه نويس هاي عاشقانه  كم نشده است ، بلكه هر روز و هر دهه بر تعداد آن ها افزوده هم مي شود." . اما به راستي سوال اساسي اين است كه نامه عاشقانهچه ويژگي دارد كه هنوز هنوزه نيز در ميان عاشقان رواج دارد و از آن بعنوان يكي از شيرين ترين بخش هاي عاشقي ياد مي شود؟ پاسخ اين سوال را ابتدا به امر بايد در وجود " نامه ها " بررسي كرد و بعد از آن به سراع انواع آن رفت و از عاشقان پرسيد كه چرا هنوز نامه عاشقانهمي نويسند. نامه نويسي از قديم الايام در تاريخ ، به عنوان يكي از راه هاي ارتباطي ميان مردم بوده است و از آن استفاده هاي فراوان مي شده است. آن زمان كه هنوز پاي تلفن و تلگرام و واتس آپ به خانه هاي مردم باز نشده بود ، تنها راه ارتباط گرفتن با اشخاص ، اداره جات و سازمان ها نوشتن نامه بود. نامه ويژگي هاي بسياري دارد و اين ويژگي ها هنوز هنوزه نيز جايگزيني براي آن پيدا نشده است و نامه ها همچنان اصلي ترين ، پر بازده ترين و پرمخاطب ترين شيوه ي ارتباطي بين مردمان است. امروزه فقط مي توان اين ادعا را كرد كه نامه هاي كاغذي ، ديگر به شكل سابق موجود نيستند و جاي خودشان را به نامه هاي الكترونيك و ايميل و نامه هاي اتوماسيوني داده اند. اما نامه ها همچنان مانند درختي سترگ ريشه در تاريخ دارند و كاربردهاي فراوان آن نيز بر هيچكس پوشيده نيست. اگر بخواهيم تنها به چند مورد از اين كاربردها اشاره كنيم مي توانيم اين چنين بگوييم كه نامه ها ، فرصت صحبت كردن آن هم بدون هيچ مانع ذهني را به ما ميدهند. فرض كنيد كه مي خواهيد از يكي از دوستانتان بابت اشتباهي كه كرده ايد عذر خواهي كنيد اما رويتان نمي شود ، مستقيم به او بگوييد و يا اينكه غرورتان اجازه نمي دهد كه رو در رو به او چيزي بگويد و اين ها همه مي تواند در يك نامه و تنها در چند سطر نوشته شود و بيشترين نتيجه را بگذارد. ديگر ويژگي نامه ها اين است كه در زمان صرفه جويي مي كند. فكر كنيد كه اگر همه ي متقاضيان وام ، جلوي بانك صف مي كشيدند ، چه زماني بايد صرف آنان مي شد تا كه به كارهايشان رسيدگي شود. و يا فرض كنيد كه اگر وزارت خانه اي قصد ابلاغ يك بخش نامه را بصورت شفاهي به همه ي اداره جات زير مجموعه اش داشت ، چه زماني طي مي شد تا اين پيام به گوش همه ي كارمندان برسد و تازه اگر صحيح برسد و چيزي اين ميان كم و كسر نشود. ولي امروز تنها به كمك يك نامه همه مي توانند در خواست وام دهند و همه ي كارمندان نيز در يك زمان يكسان ، از جديدترين قوانين وضع شده آگاهي مي يابند. نامه ها ويژگي هاي زيادي دارند اما بگذاريد يكي ديگر از اين ويژگي ها را بگوييم و برويم سراغ نوشتن نامه عاشقانهو اينكه " چگونه يك نامه عاشقانهبنويسيم؟ ". آخرين ويژگي نامه ها ماندگاري آنان است. وقتي شما حرفي مي زنيد نهايتا تا چند روز ذهن مخاطبان شما را به خود مشغول كند. اما در نهايت ، فراموش مي شود. ولي وقتي شما يك نامه مي نويسيد ، اين نامه ، قدرتي در خود دارد كه براي هميشه ماندگار مي ماند. مي توان هر وقت و هر ساعت به آن رجوع كرد. مي توان هر زمان به بند بند آن رجوع كرد و حرف هاي آن را يكبار ديگر مرور كرد. همه ي اين ها كه گفتيم ، ويژگي هاي يك نامه بود ، نامه اي كه مي تواند عاشقانه هم باشد و اگر عاشقانه باشد آنگاه بايد ديد كه ويژگي هايش چند برابر مي شود و لطفش تا به كجاي قلب جهان را فتح مي كند.

چرا بايد نامه عاشقانهبنويسيم ؟

سوال خوبي است. ما انسان ها هميشه بايد براي هر چيزي ، يك " چرا؟" در ذهنمان داشته باشيم و اين خاصيت انسان است. اما اگر روزي معلم نويسندگي نبودم و تدريس نويسندگي را برعهده نداشتم ، اگر كسي از من اين سوال را مي پرسيد به او مي گفتم كه : " شما لطف كن و اول به من بگو كه چرا بايد عاشق شويم ، تا من بعدش به تو بگويم كه چرا بايد نامه عاشقانهبنويسيم؟ " . راستش را بخواهيد هزار و يك دليل مي توان براي نوشتن نامه عاشقانهآورد و آن را تبديل به يك اتفاق بسيار منطقي كرد ، اما پيش از اين كه اين دليل ها را برايتان بازگو كنم بايد به اين نكته اشاره كنم كه همانطور كه عاشقي يكباره به دل آدم فرو مي آيد ، نوشتن نامه عاشقانهنيز يكباره به ذهن آدم خطور مي كند و دليلي ندارد جز آنكه آدمي عاشق مي شود و از عاشق هيچ كاري بعيد نيست ، حتي نويسنده شدن. اما بگذاريد چندين دليل براي آن دسته از انسان هايي كه نامه عاشقانهرا كار مزخرفي مي دانند بياورم كه هم مروري باشد بر ارزش نوشتن نامه عاشقانهو هم اين كه دليلي باشد بر اينكه نوشتن نامه عاشقانهكاري كاملا منطقي است.

1) عشق ، يك مقوله ي شخصي است

نامه نوشتن يكي از شخصي ترين راه هاي ارتباطي است و عشق نيز دقيقا يكي از شخصي ترين مناسبات فردي ميان آدم هاست. بگذاريد كمي اين قضيه را برايتان باز كنم .همه ي ما در زندگي به عشق فكر كرده ايم . به اينكه چه مي شود كه آدمي عاشق مي شود و به اينكه عشق چيست؟ همه ي ما واژه هايي مانند " حرمت عشق " ، " راز عشق " و .... را شنيده ايم ، اما اگر بخواهيم همه ي تعاريف عشق را تنها در يك مفهوم خلاصه كنيم بايد چنين بگوييم كه هيچ تعريفي براي عشق وجود ندارد و هيچ حريمي نيز نمي توان براي آن تعيين كرد جز آنكه بگوييم عشق يك مفهوم كاملا شخصي است. هنگامي كه شما عاشق يك انسان ديگر مي شود ، تمام فكر و ذهنتان مشغول او مي شود و به طبع شما ديگر از آن خودتان نيستيد. چرا كه هر جا كه مي رويد ، به ياد او هستيد و او را در كنار خود احساس مي كنيد ، به هر چه فكر مي كنيد نهايتا به معشوق شما متصل مي شود و هر آرزويي هم كه مي كنيد ، معشوقه ي شما در آن شريك است. همه ي اين ها را اگر كنار هم بگذاريم به نتيجه اي مي رسيم كه مي توانيم بگوييم ، عشق چيزييست ميان دو انسان كه جز اين دو نبايد هيچكس از اين مقوله آگاهي پيدا كند. اگر مي خواهيد عشقتان تنها بين شما و معشوقه ي تان بماند و اگر مي خواهيد از آنچه كه پيش تر به عنوان راز عشق تان ياد كرديم ، كسي چيزي نفهمد ، بهترين راه نامه نوشتن است. نامه اين فرصت را به شما ميدهد كه ديواري بلند و در حين حال سترگ از فضاي شخصي عشقتان براي خودتان بسازيد و در اين ديوار دژ و قلعه اي بنا كنيد كه جز شما و معشوقه ي تان هيچ كس راه ورود به آن را بلد نباشد . مصالح مورد نياز براي ساخت اين قلعه ، تنها يك چيز است و آن كلماتي است كه از عشق شما و معشوقه ي تان به يكديگر شكل گرفته است. پس نامه نوشتن نخستين مزيتي را كه براي شما به همراه دارد اين است كه يك حريم شخصي براي عشق شما فراهم مي آورد كه شما مي توانيد در آن به راحتي با معشوقه ي خود معاشقه ي كلامي داشته باشيد. جا دارد كه در اين جا به كلامي از گفته هاي هوشنگ ابتهاج اشاره كنم كه مي گفت  : " دوستت دارم واژه اي نيست كه آدمي بخواهد آن را فرياد بزند ، آن را بايد درون گوش معشوق گفت ، آن را بايد درون قلب او نوشت . " و چه راهي بهتر از نوشتن يك نامه كه پنهان ترين پيام ها را بدون آنكه كسي بشنود به قلب معشوقه ي شما مي فرستد و در آنجا بايگاني مي شود.

2) عشقتان را ماندگار كنيد

اين روزها دوستت دارم ديگر تبديل به يكي از سر زبان ترين واژه هاي موجود در روابط عاشقانه شده است. اين روزها همه به هم مي گويند دوستت دارم. اين واژه روزي شايد يكي از سنگين ترين واژه هايي بود كه عاشقي به معشوق خود مي گفت ، اما امروزه دم دستي ترين واژه براي بيان عشق و ابراز احساسات ميان همه ي مردم ، واژه ي " دوستت دارم" شده است. پس از آن واژه ي " عاشقتم" نيز ديگر كاربرد خودش را از دست داده است و به جز روابط عاشقانه در جاي جاي اجتماع از آن استفاده مي شود. اما اين ها دليل خوبي نيست براي آنكه ما نتوانيم عشق خود را به كمك اين واژه ها ابراز كنيم.واژه هاي محبت آميز ، به دليل كثرت استفاده در جامعه رنگ احساسي خود را باخته اند و شنيدن ان ها بصورت زباني نيز تنها چند ثانيه اي احساس خوب و صد البته ارزشمند را در اختيار يك زوج عاشق مي گذارد ، اما به راستي چه راهي وجود دارد كه آدمي بتواند همين احساسات بسيار كوچك را تبديل به يك عشق بزرگ كند و آن را در ذهن ماندگار كند؟ اگر نظر مرا مي خواهيد ، نوشتن. نوشتن تنها راهي است كه يك انسان مي تواند از دل آن تمامي اخساساتي كه در دل خود دارد را در قلب معشوقه ي خودش ماندگار كند. اين هنر نوشتن است. اين جادوي كلمات است. هنگامي كه شما قصد به نوشتن يك نامه مي كنيد و هنگامي كه شما تصميم مي گيريد كه عشق خود را از طريق يك نامه ابراز كنيد ، تمام دريچه هاي ذهني شما ، اعم از احساسات ، منطق ، شور ، عشق ، خاطرات و هزار دروازه ي ديگر به روي قلم شما گشوده مي شود و شما مي توانيد از اعماق وجودتان كلماتي را بر روي كاغذ بياوريد كه به هيچ وجه نظير آن به لحاظ احساسي در دنياي مكالمات روزمره و محاوره اي وجود ندارد و بيان آن نيز امكان پذير نيست. شايد باورتان نشود ، اما تحقيقاتي ميداني در يكي از ايالت هاي آمريكا نشان داده است كه آدم ها با خواندن واژه ي " دوستت دارم" بيش از شنيدن آن خوشحال مي شوند و وقتي اين واژه را مطالعه مي كنند و آن را مي خوانند ، هورموني در مغز آنان ترشح مي شود كه احساس اعتماد و صداقت را براي آنان به ارمغان مي آورد. از اين رو شما خودتان را بگذاريد جاي فردي كه در حال خواندن نامه ي شماست. وقتي شما او را زيباترين زن جهان / قوي ترين مرد جهان خطاب كنيد و به او بگوييد دوستت دارم / عاشقت هستم / برايت مي ميرم " چه احساسي در او شكل مي گيرد؟ مطمئن باشيد كه علاوه بر اعتماد ، عشق و صداقت ، او چيزي به نام همدلي را از شما هديه مي گيرد و وقتي شما بتوانيد همراه با ساز دل همسرتان و يا هر كس كه عاشق او هستيد ، آوازي عاشقانه بخوانيد ، آنگاه جهان در دست شماست و شما اين فرصت را داريد كه براي تنها چند ثانيه هم كه شده بر جهان خودتان به كمك نيروي عشق فرمانروايي كنيد.

 

منبع : https://mohamadrezateimouri.com/lovely-letter/

منبع : محمدرضا تيموري


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲ اسفند ۱۳۹۷ ] [ ۰۳:۰۶:۰۸ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
نظرسنجی
[#VoteTitle#]
[#VTITLE#]
     نتیجه

لینک های تبادلی
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 0
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب