نگاهي نو براينوشتن
اين وبلاگ با موضوعيت نويسندگي و موفقيت مي باشد

تاريخ نويسندگي ، فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود اين دشت ، نام هايي نهفته است كه هر كدام برگي از هويت و شناسنامه ي نويسندگي در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ي تاريخ زندگاني آنان و سيري در احوالات و آثار آنها ، نمايي هر چند كوتاه و گذرا ، اما عميق و قابل تامل به ما هديه مي كند.در دل هر يك از كلمات آنان ، گنجينه اي از رازها و معاني نهفته  است و در پياپي سطور پربار آنان ، رازهايي براي نويسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگي آنان است تا با ذهن و زبان آنان بيش از پيش آشنا شويم و از اين همصحبتي ها خوشه اي چند پي توشه ي نويسندگي خود برداريم.در اين برهه از زمان، دفتر زندگاني ” مهستي گنجوي ” ، شاعر ايراني و صاحب ديوان” مهستي” را ورق ميزنيم به اميد آنكه برگي چند به يادگار نصيب دوستداران خود كند.

زندگي نامه

مهستي در شهر گنجه و در سال 490 هجري قمري چشم به جهان گشود و هم زمان با خاندان غزنويان زندگي مي كرد. رشيد ياسمي بر اين باور بود كه نام «مهستي» تشكيل شده از دو لغت «مَه» به معناي عظيم و «سَتي» به معناي بانو و خانم بوده و در مجموع مهستي به معناي «خانم‌بزرگ» مي باشد. در سن چهار سالگي پدر وي او را براي تحصيل به مكتب‌خانه فرستاد و چون بسيار با استعداد و باهوش بود در سن ده‌سالگي با ادب زن دانشمند از مكتب بيرون آمد. او داراي تبحري خاص در نواختن چنگ و عود و تار بود. رباعيات وي بيشتر باعث مشهور شدن وي شد. او در سروده‌هاي خود زني فتنه‌گر و زيبارو بوده‌است كه دل از بسياري از مردمان آن زمان ربوده، براي مثال امير احمد تاج‌الدين بن خطيب كه فرزند خطيب گنجه بوده و درنهايت با او ازدواج كرد. ابن خطيب همانند همسرش ذوق و استعداد شعر داشته و رباعياتي نيز از به ثبت رسيده است. از زندگي مهستي اطلاعات كاملي در دست نيست، و آنچه كه هست نقل قول تذكره‌نويساني چون دولتشاه سمرقندي، امين احمد رازي و آذر بيگدلي است كه همگي نقل از يكديگر، و تركيب شده با افسانه‌نگاري و داستان‌هاي ساختگي است.ديوان اشعار او نيز حال در دسترس نيست و رباعي‌هايي با اسم او در نزهةالمجالس ، مونس‌الاحرار و مجموعه‌ها و تذكره‌ها نوشته شده است.البته ناگفته نماند كه كهن‌ترين مرجعي كه از زمان حيات وي اطلاعاتي مي دهد، كتاب تاريخ گزيده نوشته حمدالله مستوفي است كه در سال ۷۳۰ هجري قمري نگاشته شده است. در اين كتاب درباره ابن خطيب گنجه كه همسر مهستي مي باشد مي‌خوانيم: «ابن خطيب گنجه و هو، تاج‌الدين احمد، در عصر سلطان محمود غزنوي زندگي ميكرد. اشعار خوبي دارد؛ بالاخص مناظرات او با همسرش مهستي شيرين باشد.»طبق شواهد كتابي از قرن هفت هجري قمري شامل مناظرات مهستي با اميراحمد و رباعي‌هايي كه خطاب به يكديگر سروده‌اند كه مشتمل بر ۱۸۵ رباعي از زبان همسرش و حدود ۱۱۰ رباعي از زبان مهستي يافت مي شود . احمد سهيلي خوانساري آن را كتاب داستاني جعلي و داراي اشعار ضعيف و ناپسند برشمرد.بر اساس اشعار موجود در همين كتاب، فريتز ماير شرق‌شناس آلماني كتابي به نام «مهستي زيبا» به ثبت رسانيده است.شهاب طاهري در «ديوان مهستي» و احمد سهيلي خوانساري در «رباعيات مهستي دبير» رباعي‌هاي مهستي را گردآوري كرده اند. در نزهةالمجالس ۶۱ رباعي به اسم مهستي آمده كه قديمي‌ترين و معتبر‌ترين مجموعهٔ آثار مهستي مي باشد. امروزه از مهستي، ديواني براي علاقه مندان در دسترس نمي باشد؛ ديواني از او تا اوايل قرن دهم در شهر هرات به جا بوده كه در حمله هولناك عبيدالله خان ازبك به اين شهر نابود گرديده و تنها اشعاري پخش و پراكنده از او در كتاب‌هاي قديمي بر جاي است. مهستي به علت نوآوري اي كه در برگزيدن موضوع اشعار خود و توصيف صاحبان حرفه هاي مختلف و سرگرمي‌هاي گوناگون مردم روزگار خود داشته است، پرچمدار نوع خاصي از شعر محسوب مي شود كه بعدها در دوره صفوي رايج تر شده و شهرآشوب نام گرفته است.اشعار او وصف عشق و شيدايي، شوخ‌طبعي و رعنايي، صداقت و زيبايي است و پر از نشاط و به دور از غم و غصه مي باشد. بعضي تذكره‌نويسان و تاريخ‌پردازان به خاطر ناآشنا بودن با شهرآشوب، اشعار وي را نتوانسته‌اند بفهمند و با تصوراتي غلط، او را لاابالي تصوركرده اند و بر او انتقاداتي و تذكراتي وارد ساخته اند؛درحاليكه مهستي با قابليت هاي زباني و شوق سرشاري كه داراست، صاحبان پيشه ها و صناعت عصر خود را زيباروياني دل‌فريب نمايش مي دهد و بدين روش ساز و كاري مي آفريند تا آيندگان از پيشه‌وران دوره اش آگاهي‌اي كسب نمايند. با وجود اينكه در هيچ‌يك از منابع قديم، اطلاعات دقيق و واضحي از فوت مهستي پيدا نشده است، با اين همه برخي از تاريخ نويسان،  معتقدند وي در سال 577 دار فاني را وداع گفت .

آثار

  • ديوان مهستي

مروري بر آثار و انديشه ها

مهستي يكي از بزرگترين رباعي سرايان ايران است كه به دلايل بسيار متعددي از جمله قرار گيري در برهه ي بد تاريخي و همچنين يك باور ناصحيح در جامعه ي ايراني در نكوهش زناني كه شاعران اند ، باعث شده است كه آنچنان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگيرد ولي به جد او يكي از بهترين هاي حوزه ي شعر خودش است. او شعرهايي گفته است كه هم طعم عشق دارد و هم اينكه بسيار پند آموز است. در باب نقد آثار او و محتواي آثار او به اين دليل كه از وي آنچنان كه بايد و شايد آثاري به جا نمانده است ، نكته اي نمي توان گفت چرا كه هيچ پشتوانه اي نكات بيان شده نخواهد داشت . اما مي توان از تك تك لحظاتي كه هر كدام از اين رباعي ها براي ما فراهم مي آورند لذت برد و آن ها را مطالعه ي دقيق كرد.

حمامي را بگو گرت هست صواب/امشب تو بخسب و تون گرمابه متاب

تا من به سحرگهان بيايم به شتاب/از دل كنمش آتش و از ديده پر آب

صحاف پسر كه  شهره آفاق است/چون ابروي خويشتن به عالم طاق است

از سوزن مژگان بكند شيرازه/ هر سينه كه از غم دلش اوراق است

سهمي كه مرا دلبر خباز دهد/نه از سركينه كز سرناز دهد

در چنگ غمش بمانده ام همچو خمير/ترسم كه به دست آتشم بازدهد

چون دلبر من به نزد فصاد نشست/فصاد سبك دست سبك دستش بست

چون تيزي نيش در رگانش پيوست/از كان بلور شاخ مرجان برجست

بازار دلم با سر سودات خوش است/شطرنج غمم با رخ زيبات خوشست

دائم داري مرا تو در خانه مات/ اي جان و جهان مگر كه با مات خوش است

هدف چيست

قانون جذب

امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱ فروردين ۱۳۹۸ ] [ ۰۴:۱۹:۳۹ ] [ محمدرضا تيموري ] [ نظرات (0) ]
[ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 0
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب